بیایید به بیش از صدسال پیش برویم، زمانی که هنوز تلگراف نیز اختراع نشده بود. انسانها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند؟ مهمترین راه مواجهه و ارتباط آنان با یکدیگر، رودرروشدن بود. یک راه دیگر هم وجود داشت و آن نامهنگاری بود. ارسال پیامهای شفاهی هم شیوه دیگری از ارتباط غیرمستقیم بود. نامهنگاری بسیار پرهزینه و زمانبر بود و البته بیشتر برای امور مهم و دولتی کاربرد داشت. در آن فضا؛ دنیای هر کس کمابیش به اطرافیانش محدود میشد. از سوی دیگر ارتباطات؛ ویژگی و وجه تمایز مهم انسان از موجودات دیگر است. کیفیت و کمیت ارتباطات، نقش تعیینکننده در افکار، رفتار و... انسان دارد. یک جوان روستایی که ٢٠٠سال پیش در یک روستای دورافتاده متولد و بزرگ میشد، با هیچ فکر و اندیشه و رفتاری جز آنچه از اهالی محدود روستای خود میدید، آشنا نمیشد و طبعا او نیز در مسیر آنان حرکت میکرد.
تغییر در این جامعه معنای دقیقی نداشت، ولی کافی بود حتی یک نفر جدید وارد این روستا شود که افکار، ارزشها، نگرشها و رفتارهای گوناگونی داشته باشد، آنگاه متوجه میشویم که چگونه موجب تغییر میشود. امروز را عصر ارتباطات مینامند و ۲۷ اردیبهشت را روز جهانی ارتباطات نامگذاری کردهاند.
از یک قرن پیش تاکنون مقوله ارتباطات متحول شده است. بزرگترین تحول که در زندگی بشر رخ داده، در همین موضوع است. ابتدا تلگراف آمد و مردم توانستند پیامهای خود را با سرعت به دوردستها بفرستند، البته پیامهای کمحجم که پرهزینه نیز بود، سپس و حتی پیش از آن مطبوعات آمدند و مردم توانستند در اندازههای بزرگتر به اشاعه اطلاعات، افکار و ارزشها بپردازند، ولی هنوز قریب به اکثر مردم بیسواد و ناتوان از استفاده از این روش ارتباطی بودند. رادیو که آمد، تحولی جدی رخ داد، بیسوادها هم توانستند وسیله ارتباطی شنیداری پیدا کنند. تلویزیون گام بلندتری برای این ارتباط بود که تصویر هم به صوت اضافه شد. اینترنت به کلی دنیای ارتباطی را دگرگون کرد، هر چیزی را با هر سرعت و به هر شکلی و از هر نقطه جهان میتوان برای گیرندگان نامحدود فرستاد. سریع، ارزان و باکیفیت و کمیت بالا.
این فضای ارتباطی، جهان و انسان معاصر را دچار تحول کرده است. مرزهای پیشین هویتی درحال کمرنگشدن است. تا اینجا مشکلی نیست، مسأله از آنجا آغاز میشود که برخی افراد گمان میکنند میتوانند این ابزار را به هر نحوی که میل دارند به کار ببرند و از پذیرش نتایج الزامی آن پرهیز کنند. نمونهاش سانسور و ممیزی است. در نظام ارتباطی مبتنی بر مطبوعات و حتی رادیو و تلویزیون محلی، سانسور معنادار و عملی بود، هرچند عوارض و پیامدهای منفی آن در جای خودش قرار داشت، ولی از منظر اجرایی، مشکلی نداشت. اما در نظام ارتباطی جدید بیمعناتر از مفهوم ممیزی نمیتوان یافت. اتفاقا ممیزی نتیجه عکس میدهد و موجب رغبت بیشتر به متن سانسورشده میشود. فرض کنید یک فصل کتابی دچار ممیزی و سانسور شود، آن کتاب اگر بدون سانسور منتشر شود، مثلا هزار نفر میخواندند، ولی اگر کسی فصل مذکور را در فضای مجازی منتشر کند و بگوید که این فصل از کتاب سانسور شده است، هزاران نفر آن را میخوانند. مثل کتاب انسان خردمند که تاکنون دههاهزار نسخه منتشر شده و تقریبا همه کسانی که میخواستند آن را خریده و خواندهاند، حالا با انتشار خبر لغو آن، یک گرایش جدید به خواندن آن پیدا میشود. این است معنای سانسور در نظام ارتباطی جدید؛ نظامی که حاضر نیستیم خود را با آن ویژگیها و الزاماتش تطبیق دهیم.
منبع: روزنامه شهروند