پرش به محتوای اصلی

سهم ما فقط بستن بود؟

سهم ما فقط بستن بود؟
در عجبم که چرا در سده دانایی هنوز باید برای اثبات برخی از بدیهیات علمی چانه بزنیم. شاید سرعت بی‌حد و حصر اطلاع‌رسانی از رهگذر توسعه فضای مجازی به ما اجازه عمیق شدن و به دقت اندیشیدن نداده است، به همین دلیل از برخی پیچیدگی‌ها و ظرایف این فضای تو در تو غافلیم و بر نظرات سنتی و گاه کاملاً مقابل با یافته‌های علمی پافشاری می‌کنیم.
اینکه در قرن حاضر و دنیای دانایی ناگزیر از پیوستن به شبکه جهانی اینترنت و بهره‌بردن از فضای مجازی هستیم بر کسی پوشیده نیست و اینکه این فضای بی‌انتها علاوه بر همة مزایا و امکانات خویش می‌تواند گاهی مایة تهدید و خطر هم باشد بر همه روشن است اما آیا منطقی است که یک «خیر کثیر را به دلیل یک شر قلیل کلاً تعطیل کنیم» یا باید با هوشمندی راه‌ چارة عالمانه‌ای بیندیشیم.

امروز اگر با وجود همة بهره‌هایی که از فضای مجازی می‌بریم گاهی هم در برابر آن آسیب‌پذیریم مشکل از فضای مجازی نیست بلکه باید خودمان را مواخذه کنیم که:‌ اولاً تاکنون اهتمام جدی برای تولید محتوای مناسب با فرهنگ و سبک زندگیمان تولید نکرده‌ایم. ثانیاً به جای عقلایی اندیشیدن و ترسیم راهکار علمی برای مواجهه با این فضا به زور و سلب و بستن روی‌آورده‌ایم و گاه بی‌هوا در هوا شمشیر کشیده‌ایم و هر کسی را که برخلاف نظرمان اندیشیده است با زبان و قلم‌مان مجروح کرده‌ایم.

قدمای ما نصیحت‌مان کرده‌اند «گره‌ای که با دست باز می شود با دندان باز نکنیم و بارها ما را از گفتن آنچه بدان یقین نداریم بازداشته‌اند اما با این همه کجاست گوش شنوا؟ تا خبری دروغ در بولتنی یا کانالی می‌آید سریع باور می‌کنیم و آماده حمله می شویم که باید بست! باید فیلتر کرد! باید جلوی تولید‌کنندگان محتوا را گرفت! در این میان «اگر جوالدوز به دیگران می زنیم دست‌کم یک سوزن هم به خودمان بزنیم» که تاکنون برای مردمی که حق استفاده از امکانات فضای مجازی را دارند چه کرده‌ایم؟ آیا قدمی برای تفکر و گفت‌وگوی علمی دربارة فضای مجازی برداشته‌ایم؟ آیا به تکالیف اجتماعی و

مسئولیت‌های قانونی خویش در تولید محتوای مناسب با سبک زندگی ایرانی اسلامی عمل کرده‌ایم؟ آیا تاکنون سراغی از جوانان با استعدادی که در گوشه و کنار کشور با کمترین حمایت تولید محتوا می‌کنند گرفته‌ایم؟ آیا تاکنون با خود اندیشیده‌ایم که بستن، محدود و مسدود کردن شبکه‌ها و پیام رسان‌های پرمخاطب بدون فکر و در نظر گرفتن ملاحظات آن چه عواقبی دارد؟ آیا فکر کرده‌ایم که با بی فکری خویش موجب رواج نرم‌افرارهای ویژه دور زدن درهای بسته شده‌ایم و خانواده‌ها و به‌ویژه کودکان و نوجوانان را در این فضا رها کرده‌ایم؟ بهتر نبود الان که زیرساخت‌های توسعه فضای مجازی و فناوری اطلاعات همگام با دیگر نقاط جهان فراهم آمده و با افتخار در همه جای سرزمین ایران در دسترس است به جای شمشیر زدن و

 زخم‌زبان زدن به سخن کارشناسان گوش دهیم و به یافته‌های آنها دربارة پالایش هوشمند،  استفاده از

نرم‌افزارهای نظارت بر فضای مجازی و شیوه های فرهنگ‌سازی و سواد رسانه‌ای و تولید محتوا گوش دهیم.

اینکه عده‌ای بدون تشکیل جلسه و بدون تحقیق و بررسی کارشناسی از راه دور تصمیم بگیرند که چه چیزی را برای مردم مسدود و چه چیزی را آزاد بگذارند با هیچ عقل و منطقی جور در نمی‌آید. باید راههای جدید علمی را گشود و آزمود.

جامعه جوان ما تشنة استفاده از محتواهای جذاب اعم از علمی، کاربردی، هنری و سرگرمی است و بستن و محدودکردن بی منطق را نمی‌پذیرد اما با حرف عالمانه و محققانه و مدبرانه همراه و همزاد است. پس بجای پافشاری بر روش‌های ناکارآمد به نظرات کارشناسی احترام بگذاریم و با نظر اکثریت مردم همراه شویم.

سیدجمال هادیان طبائی زواره

کارشناس ارشد ارتباطات

منبع: روزنامه شرق

۱۸ دی ۱۳۹۷ ۰۸:۴۳
تعداد بازدید: ۵,۳۴۰

اظهارنظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید