ما به یکباره و با سرعتی حیرتانگیز به کهکشان رسانههای نوین وارد شدهایم، ساحتی که لازمه بهرهمندی بیشتر از آن، فراگیری سواد تکنولوژیک است. اما این کافی نیست و برای بهرهمندی بیشتر از این فضا و اسیر نشدن در آن نیاز به ابزار قدرتمند دیگری هم داریم. طرح
(MIL (Media & Information Literacy یونسکو یا سواد اطلاعات و رسانه کمک میکند در روزگاری که مخاطب با حجم زیاد اطلاعات درست یا نادرست، سهوی یا عامدانه و گاه جراحی و تخریب شده رو به رواست، بتواند مطالب درست و نادرست و بیطرف و هدفمند را تا حد امکان از یکدیگر تفکیک و بر اساس خواست واقعی خود، آنها را انتخاب، دریافت و تحلیل نماید.
این حساسیت از کجا میآید و چرا تا به این اندازه به آن توجه شده است؟ در حقیقت، امروزه با تنوع رسانهها و شبکههای اجتماعی و انتشار پیامهایی با مضامین متفاوت در این شبکهها و اقبال عمومی نسبت به آنها، تأثیر این رسانهها، نه تنها در سبک زندگی افراد، بلکه در تغییر دیدگاههای آنان، پژوهشگران اجتماعی را به طرح بحث «سواد رسانه ای» کشانده است. به بیان دیگر، ما تحت تأثیر پیامهای مختلف رسانهای قرار داریم و درک ما از واقعیت از رهگذر این دریچه شکل میگیرد.
با توجه به استفاده روزافزون از رسانههای نوین، سواد رسانهای نقش مؤثری در استفاده هوشمندانه از این فضای جدید دارد. بخصوص که در این دوره با گزارهای روبهروییم که میگوید پیام رسانهها دارای مقاصد ایدئولوژیک، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی هستند. پس مواجهه بدون سپر با فضایی که بشدت دوستانه طراحی شده است و با پخش سریع، فراگیر و انبوه پیامهای مشابه به تحکیم آنچه در پی آن هست میپردازد و نرم و بدون ایجاد حساسیت، تغییرات متفاوتی در اندیشه و سبک زندگی مخاطبان را رقم میزند، به دور از دوراندیشی است.
چه رسانهها دنبال اهداف خاص سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشند و چه نباشند، به نظر میرسد یافتن راهی برای کنترل اثر آنها بر مخاطبان بویژه جوانان و نوجوانان که بیشترین مصرفکنندگان هستند، دغدغهای منطقی است. بیش از دو دهه است که صاحبنظران ارتباطات، دیدگاه «سواد رسانهای» را ارائه کردهاند که با توانایی خواندن و نوشتن صرف تفاوت و نسبت به گذشته مفهوم پیچیدهتری دارد و بدون داشتن این مهارت، استفاده از رسانهها ریسک سطحی نگری و دستاویز دست دیگران شدن را افزایش میدهد.
باید توجه داشت که با تحول فناوریهای نوین ارتباطی، نیاز ما به آموختن برای درک دنیای جدید و استفاده از ابزارها و امکانات آن افزایش مییابد. باید فرزند زمانه خود بود و امروزه سواد رسانهای، سواد عصر ماست. امروزه دیگر باسواد به فردی اطلاق نمیشود که تنها توانایی خواندن و نوشتن دارد، بلکه توانایی تعبیر و تفسیر پیامهای رسانهای، به همان اندازه سواد محسوب میشود که خواندن و نوشتن.
کسب سواد رسانهای از الزامات حضور در عصر بازار پیام است. در این بازار باید در انتخاب رسانهها بازبینی کرد و نسبت سود و هزینه را سنجید. از آنجایی که بدون سواد رسانهای، نمیتوان گزینش صحیحی از پیامهای رسانه داشت؛ باید از حداقل سواد که همان خواندن و نوشتن است به سمت حداکثر سواد که در این زمانه سواد رسانهای است حرکت کرد.
با این دیدگاه، بهجای اینکه مصرفکننده صرف تولیدات رسانهای بیگانه باشیم و در برابر پیامهای رسانهای، هویت خود را از دست بدهیم، با دانش و هوشمندی از ظرفیت پیامهای رسانهای، بهره ببریم. با نگاه انتقادی به جامعه درمییابیم سهم سواد رسانهای در فرهنگ ما بسیار ناچیز است و نه تنها عامه مردم که بسیاری از نخبگان و دانشگاهیان کشور نیز همچنان با آن بیگانهاند. از این رو، به منظور استفاده بهینه از رسانهها و کاهش آسیبهای اجتماعی فضای مجازی و رسانهها، لازم است جنبش جدیدی فراگیر شود. اینک با توجه به مقتضیات زمانه، باید نهضت سواد رسانهای را آغاز کنیم و به منظور پرورش مهارت ارتباط صحیح با رسانهها و گزینش حرفهای تولیدات آنها، به تربیت نسلی مسئول روی آوریم و برای نهادینه کردن مفاهیم سواد رسانهای در تمام شئون زندگی گامی مؤثر برداریم تا نسلهای بعد از خوان متنوع رسانهها هوشمندانهتر و مفیدتر بهرهمند شوند. در این طریق باید از همه ظرفیتهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بهره ببریم وگرنه بیتردید از این کوتاهی متضرر خواهیم شد.
با چنین افقی و بر اساس مسئولیت اجتماعی خویش در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، جلسات نقد و اندیشه را برپا کردهایم تا با شکلگیری گفتمان کارشناسی میان صاحبنظران درباره فضای مجازی، سواد رسانهای، تفکر نقاد و ارتباطات در جامعه ایران، آغازگر نهضت تقویت سواد رسانهای و تفکر نقاد باشیم و در این مسیر از همه نهادهای متولی و صاحبنظران دعوت به همکاری میکنیم.
سیدجمال هادیان طبایی زواره
روزنامه ایران