اما واقعیت آن است که نوآوری بیش از اندازه به گذشته وابسته است. نوآوری تمامی هویتاش را از همان گشتهای میگیرد که به جنگش برمیخیزد! فعالیت و محیط شرکت نوپا بیش از آنکه «نه گفتن» به محیط شرکتهای پیشین باشد، اصلاح و بهبود آن است! هرچند گاه این بهبودها یا اصلاحها بیراهه باشد و آنجاست که نوآوری شکست میخورد، و گاه موفق میشود، که گامی رو به جلوست.
درست مانند هنر، که هر اثر هنری ماندگاری، به دلیل تعارضاش با هنر پیشین و بیش از «نه گفتن»اش به تاریخ خود، افزودن چیزی نو و جدید است که اهمیت مییابد. به همین دلیل است که فناوریهای نو، نوپاها و نوآوری همگی نیاز به تاریخ دارند و قدمت!
بر اساس همین تقابل است که در جهان، نمادهای گذشته را تبدیل به نمادهای آینده میکنند!
ایستگاه F در پاریس نمونهای قابل توجه است. این ایستگاه قدیمی قطار (۱۹۲۹) بازمانده از دوران پیش از جنگ جهانی دوم بود؛ ایستگاهی که در قرن جدید، با سرعت سریع تحولات، تبدیل به ایستگاهی متروکه و از کار افتاده شده بود. همین نماد توسعهی گذشته، نه متروکه ماند، نه موزه شد!
ایستگاه F امروز اصلیترین پایگاه حضور نوپاها، شرکتهای سرمایهگذاری جسورانه و خلاقترین پاریسیها شده است. آنها نماد گذشته را تبدیل به نماد آینده کردند!
پاریسیها خوب میدانند که باید نماد داشت! نمادی که آیندهی ما را به گذشته پیوند میزند!
خانهی مستوفیالممالک
مستوفیالممالک، یا همان جناب «آقا»، جد اندر جد حسابداران و خزانهداران دولتی بودهاند. از زمان شروع قاجار، که نیاز به حداقلهایی از بوروکراسی پدید آمد، «مستوفیالممالک» لقب این دیوانداران جدید خاندان آشتیانی شد. مستوفیالممالک باید میتوانست حساب کتاب کند، امور مالی و مالیاتی را مدیریت و سیاست کند.
مستوفیالممالکها حاملان ورود به دورهی جدید بوروکراسی در ایران بودند. اما میرزا حسن مستوفیالممالک، تنها میراثدار خانودهاش نماند. او که از ۱۲سالگی مستوفی ایران شده بود، طرفدار مشروطه بود.
او پس از مشروطه به همراه مصدق، مجمع انسانیت را تاسیس کرد و تا پیش از به توپ بستن مجلس، در نوسازی ساختار ایران کوشید.
نخستین جلسه هیات دولت پس از مشروطه در خانهی مستوفیالممالک تشکیل شد. زمین دانشگاه الزهراء فعلی از موقوفات اوست، چراکه او باغی را وقف کرده بود برای تشکیل مدارسی برای دختران.
خانهی نمادین
در جلسهی گذشتهی شورای معاونین وزارت ارتباطات، تصمیم جمعی گرفته شد تا «خانه مستوفیالممالک» که تاریخ تحولاتی بزرگ را در حافظهی خود دارد، تبدیل به نماد آینده هم سازیم. خانهای که امروز متروکه در گوشهای از تهران نفسهای آخر را میکشد.
«خانه مستوفیالممالک» را به عنوان «خانهی نوآوری و نوپاها» در نظر گرفتیم؛ خانهای که در آن تحولات دیوانداری، تشکیل نخستین کابینه پس از مشروطه و محل داوری میان بازاریان و حکومت بود.
وزیر، پیشنهاد جناب هادیان و تصمیم شورا را تایید کرد تا پس از بازسازی و مرمت تبدیل به محلی برای رویدادهای نوآورانه شود؛ هرچند از این خانه بخش عمدهای رفته است؛ اما آنچه باقی مانده است نیز ذیقیمت است. مهندس جهرمی دستور مرمت این ساختمان را نیز همزمان صادر کرد.
امیدواریم «خانه مستوفیالممالک» به سرعت تبدیل به خانهای نمادین برای تحول و نوآوری شود؛ خانهای برای آینده!
پ.ن: در چند نشستی که با متخصصین میراث فرهنگی برگزار شد، آنان از رویکرد حیات در میراث فرهنگی سخن گفتند. از اینکه امروز در دنیا، ابنیهی تاریخی کمتر موزه میشوند، اینکه موزه کردن یک مکان تاریخی یعنی مردن آن.
متخصصین تاکید داشتند که در ساختمانهای تاریخی میراث فرهنگی باید حیات جریان بیابد و به همین دلیل است که استفادهی مناسب از ساختمانها، همراه با رعایت جنبههای تاریخی، بهترین شیوهی حفظ تاریخ و آثار تاریخی است.