پرش به محتوای اصلی

شنبه -۱۳ تیر ۱۴۰۵- ۱۰:۰۶

اختر چرخ ادب پروین است(1)

آواتار ali bina
اختر چرخ ادب پروین است(1)
توسط   ali bina   ۷۰۴۴ روز قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

اختر چرخ ادب پروین است

(1)

از:ابراهیم احمدی دبیرادبیات منطقهء15تهران

نمونه ای از شعرهای شاعربزرگ ایران

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285شمسی درتبریزمتولد

شد.پدرش یوسف اعتصامی واهل آشتیان معروف به

اعتصام الممالک ازادباونویسندگان ایران ومدیرمجله بهاربود

اودرسال1291ازتبریزدل کندوبه اتفاق خانواده راهی تهران

شد.بدین ترتیب پروین از5سالگی درتهران اقامت گزید.

مادرش اخترشوری دخترمیرزاعبدالحسین مقدم العداله و

شاعردوره قاجاریه ومتخلص به "شوری زنی آذربایجانی"و

درس خوانده ومذهبی وبسیارنجیب بود.

پروین را درآغازتولد رخشنده نام نهادنداودرسن5سالگی به

دلیل هوش وذکاوت والایی که داشت نامش بانظرپدرومادر

ورای موافق اواز رخشنده به پروین تغییرکرد.

پروین تحصیلات ابتدایی را نزدپدردانشمندش وآموزگاران خصوصی فراگرفت وبه این طریق بافارسی وعربی وادبیات

این دو زبان آشنائی کامل یافت. او از سن6سالگی باشعرو

ادب آشناشد چرا که خانه آنها محفل شاعران و فرزانگان آن

روزگاربود.وپروین باادبیات وشعربزرگ میشد.اوبعدازآموختن

زبان و ادبیات فارسی و عربی برای آموختن زبان انگلیسی

واردکالج آمریکائی تهران شد.وازآنجا گواهینامه گرفت.

اوازکودکی دلبستگی شدیدی به شعروادبیات نشان میداد

ودراین راه بهترین مربی ومشوق او پدرادیب وفاضلش بود

که برای پرورش ذوق و استعداد او قطعات زیبا و لطیفی از

نوشته های خارجی را به فارسی ترجمه می کردوبه پروین

میدادتا آنهارا به نظم فارسی درآورد بدین ترتیب او ازسن 8

سالگی شعرمیگفت ونکته های بسیارمهم وجالب توجه در

زمینهءشعراواینست که برخی اززیباترین شعرهایش مربوط

به دوره نوجوانی (سنین11تا14سالگی) او هستند او شعر

گوهروسنگ رادرسن12سالگی سروده است بخشی ازاین

شعررامیخوانیم

شنیدستم که اندر معدنی تنگ

سخن گفتند باهم گوهر وسنگ

چنین پرسید سنگ از لعل رخشان

که از تاب که شد چهرت فروزان

بدین پاکیزه روبی از کجایی؟

که دادت آب و رنگ و روشنائی؟

به نرمی گفت اورا گوهر ناب

جوابی خوب تر از در خوشاب

از ان رو چهره ام را سرخ شد رنگ

که بس خونابه خوردم در دل سنگ

از آن رو بخت با من کرد یاری

که در سختی نمودم استواری

                                                                          .

پروین درهمان حال بوظیفهء خطیرمادری نیزتوجه داردشعر

زیرنمونه ای ازآنست:

مادر موسی.چوموسی رابه نیل

درفکنداز گفتهء رب جلیل

خودزساحل کردباحسرت نگاه

گفت:کای فرزندخرد بی گناه

گرفراموشت کندلطف خدای

جون رهی زین کشتی بی ناخدای

گرنیاردایزدپاکت به یاد

آب. خاکت رادهدناگه به باد

                                                                                 .

سعی وکوشش پروین دراین است که همه رابطرف کمال

سوق دهد.این یک کمال اخلاقی ویکنوع تزکیه نفس صوفی

وار است.شعرزیربگونه ای جامعه آنروز راموردبرزسی قرار

میدهد:

برد دزدی را.سوی قاضی عسس

خلق بسیاری روان ازپیش وپس

گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟

دزدگفت:ازمردم آزاری چه سود؟

گفت:بدکردار رابدکیفراست

گفت:بدکارازمنافق بهتراست

گفت:آن لعل بدخشانی چه شد

گفت:میدانیم ومیدانی چه شد

گفت:پیش کیست آن روشن نگین

گفت:بیرون آردست ازآستین

حدبه گردن داری وحدمیزنی؟

گریکی بایدزدن صدمیزنی؟

دست من بستی برای یک گلیم

خودگرفتی خانه ازدست یتیم

دزدجاهل گریکی ابریق برد

دزدعارف دفترتحقیق برد

میزدی خودپشت پابر راستی

راستی از دیگران میخواستی؟

حاجت ارمارازراه راست برد

دیو.قاضی رابه هرجا خواست برد

                                                                       .

درسال1314چاپ اول دیوان پروین.شاعرتوانای ایران.بدست

پدرادیب وگرانمایه اش انتشاریافت ودنیای فارسی زبانان از

ظهور بلبل داستان سرای دیگری در گلزار پرطراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت.وازغنچه معطرذوق وطبع او بهره

مند شد . چاپ اول دیوان آراسته به دیباچهء پرمغز شاعر و

استاد سخن شناس ملک الشعرای بهاربود.

پروین درسن34سالگی درنیمه شب 16فروردین ماه 1320

شمسی براثربیماری حصبه درآغوش مادرچشم ازجهان فروبست.پیکرپاکش درآرامگاه خانوادگی اش واقع در شهر

قم ودرحرم متبرک حضرت معصومه(س)درکنارمزارپدرش به

خاک سپرده شد.

پروین برای سنگ مزار خودقطعه ای اندوهباروبسیارزیبا

سروده است.که هم اکنون برلوح مرقدش حک شده است

که امروزه این اشعارگهربارمورد زمزمه شاعران .ادیبان و

همه پیروجوان و مردمان گشته است:

این که خاک سیهش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید

هرچه خواهی سخنش شیذین است

صاحب آن همه گفتار. امروز

سائل فاتحه ویاسین است

دوستان به.که ز وی یادی بکنند

دل بی دوست.دلی غمگین است

خاک.دردیده بسی جانفرساست

سنگ برسینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد

هرکه را چشم حقیقت بین است

هرکه باشی وزهرجابرسی

آخرین.منزل هستی اینست

آدمی هرچه توانگرباشد

چون بدین نقطه رسد.مسکین است

اندرآنجاکه قضا حمله کند

چاره .تسلیم وادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آنکس که دراین محنت گاه

خاطری را سبب تسکین است

                                                                        .

وبلاگ معلم

Moallem weblog

                                                                               .

اختر چرخ ادب پروین است

(2)

پروین شعر گوهروسنگ رادر12سالگی گفته است.این دختردراین سن ازگفتگوی گوهرارزشمندوسنگ بی ارزش

نتیجه پرمعنایی می گیرد که استواری و صبوری درهنگام

مشکلات وسختیها قدرومقام انسانی رابالا می بردومهمتر

اینکه این نتیجه زیبا رادرقالبی موزون وشعری زیبابیان می

کند.

باخواندن این بیتهامیتوان دخترنوجوان12ساله ای رامجسم

کرد که در دستان کوچکش دیوان قطوری از شاعران کهن

دیده میشودکه اواین اشعار راباشوق وذوق می خواند و به

گنجینه اسرار میسپارد.

ازجمله زیباترین اشعاری که در دوره نوجوانی پروین (12 تا

14سالگی)سروده شده اند.عبارتند:(ذره-اشک یتیم-سعی

وعمل-اندرزهای من-خزان-اندوه-فقر-صاعقهء ماستم اغنیا

ست)

بی شک پروین نسبت به محیط اطراف خود. جامعه و مردم

ان بسیارحساس بوده است . و به جزئیات توجهی عمیق داشته است .پروین شعرهایش را برای دوستان پدرش می

خواندوآنها ازشنیدن سروده های این نوجوان بسیار تعجب

میکردند.

هنراوآنجاست که اززبان همه چیزسخن میگوید:(چشم و

مژگان-دام ودانه-مورومار-سوزن وپیرهن-خاک وباد-مرغ و

ماهی-مرغ وصیاد-ابروباران-کرباس والماس-کوه وکاه و .....

بالاخره جمادونبات-انسان وحیوان-ومعانی مانند:

امیدونومیدی-تقدیروسرنوشت-ولطایف وبدایع دیگر.....

اومارادرغرفه ای مینشاندوبااین اسباب وابزارهابه صدرنگ

آمیزی وافسونگری اندوهگین میسازدوبه تفکروامیدارد وبه

ندرت میخنداند.دائم درفکراست.اوبیشترنگران وطایف مادر

ی است.وقتیکه ازاین اندیشه ها خلاص میشود به یادلطف

خدامی افتدوقطعهءشاهکاروجاودانی"لطف حق"رامردانه

واستوارمی سرایدوخواننده راباحقایق وافکاری بالاترآشنا

میسازد و در همان حال نیز ازوطیفهءخطیرمادری دست بر

نمی داردوبازهم مادری است نگران.