پرش به محتوای اصلی

جمعه -۱۲ تیر ۱۴۰۵- ۲۳:۳۹

از ذنیا تا آخرت؟

آواتار ali bina
از ذنیا تا آخرت؟
توسط   ali bina   ۷۰۰۱ روز قبل

                             از کاخ تا خاک                             .

دنیا<< ریل>> بلند و قدیمی است که قطار <<زمان>>ازآن میگذرد.

ماهم<<مسافریم>> از روستای دنیا . به شهر آخرت؟

شگفتا که از یادمیبریم مسافر بودن خویش راومبدا ومسیر و توشه راه را که.

ناگهان قطار می ایستد .ومارادراولین ایستگاه آخرت پیاده می کند.

حسرت ازآن کسانی است که بی توشه بع این سفرآمده اندو کوپه قطار را که <<مقرموقت>>

است .منزلگاه دائمی می پندارند.

راستی ..... مگر دنیا جز این است؟

پلی است که باید از آن گذشت.

مسافرخانه ای است موقت . و وطن اصلی انسان جای دیگر است.

انسان . این نی بریده از نیستان. روزگار وصل خویش را باید در " جنات عدن".در"بهشت

رضوان" در

"جوار حق" جستجو کند . نه در این خاکدان تیره.

دنیا یک"امکان" و "فرصت" ویک"زمینه" است که در اختیار مردم گذاشته سده.تا برای

"انسان"شدن. برای تعالی روح و رشدمعنوی و برای "عبودیت"ازآن استفاده شود.

اما ایوان مدائن. آئینه عبرت نیست؟

آیا قصرهای قیصرها و کاخ های خسروها و خاقانها و کسری ها سند برگی دنیا نیست؟

البته که مردم فرزند دنیایند و فرزند را نباید بر محبت مادر. ملامت کرد؟ ولی......هنر در

رها شدن از جاذبه این محبت و فرار گرفتن در مدار محبت قوی تر است.

تو کاخ دیدی و من خفتگان در دل خاک

تو نقش قدرت و من نعش ناتوان دیدم

تو تاج دیدی ومن تخت رفته بر تاراج

تو عاج دیدی و من مشت استخوان دیدم

تو سکه دیدی و من در رواج سکه. سکوت

تو حلقه.من به نگین نام بی نشان دیدم

تو آزمندی فرعون و من نیاز حکیم...

..............................................

و بالاخره اینکه بندگی پول و بردگی هوس و غلامی دنیا . در شان انسان نیست. انسانی که

برتر از زر و سیم . و عزیز تر از قدرت و شهوت است.

وقتی که انسان به بهشت می ارزد.

چرا که خود را به کمتر از آن بفروشد؟ مگر مفهوم"ان الانسان الفی خسر" جز این است؟