دشت همیشه سبز
بار دیگر سالگرد وازه هاست
بار دیگر کل عرض کربلاست
بغضی دیگر. ناشکیبی میکند
گریه احساس غریبی میکند
وای بر این سینه دلسوز ما
بر جگرهای هلاهل سوز ما
کاروانی سبز از جنس نماز
کاروانی از تبار انتظار
کاروان کودکان فاطمه
کاروان تشنگان القمه
کاروانی درد ازنسل عروج
مادرانی مرد از جنس عروج
می رود تا وادی نی های سوز
تا طلوع وازه های شب فروز
می رود تا سرزمینی آشنا
تا شقایق تا غزل.تا کربلا
******************************
از:محمد رضا شهریاری(ری)شاعر توانا
******************************
وبلاگ معلم
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شکوه تاریخ
سراسر روحم عاشورا.سراسرجانم عاشورا
تمام آرمانم حس جاویدانم. عاشورا
هزاران بار.درصدها هزاران بار بشنیدم
که قلبم گفت دین و مذهب و ایمانم عاشورا
مرا آخر نگه دار آنچه شداز بی ثباتی ها
خدا داند که بود آئینه چشمانم عاشورا
وجودم مامن شک بودوتردیدوگمان وظن
رها از هرچه بودم داد اطمینانم عاشورا
به لب لبخندو بردل خون دل هم گر .که بنشیند
نمی یابی دلیلی جز دلیل جانم عاشورا
اگر با حزن عاشورا شوم از دیده نابینا
نمی داند کسی.باشدهمی.تاوانم عاشورا
فراز از قله ایثار بی پایانم عاشورا
شهادت شهد عاشورا.شهامت مهد عاشورا
تمام ریشه ها.اندیشه ها.دیوانم عاشورا
نفس میگوید عاشورا .هوس می جوید عاشورا
زمین و آسمان وآّب و خاک و نانم عاشورا
قلم بر دست عاشورا.دمادم مست عاشورا
چکیده از غم.قلم خونابه.من می خوانم عاشورا
پیام وحی عاشورا.سزدحتی اگرگوید خدا قرانم عاشورا
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
از:علی یعقوبی-تهران
************************
وبلاگ معلم