وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
 پنج شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۹ ، ۱۷:۲۹
نقشه سایت | پرسشهای متداول | تالارهای گفتگو
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
ارسال مطلب نشانی و تلفن مدیران آشنایی با وزارت وزیران پس ار انقلاب
فرم نظرخواهی ارسال صفحه به دوستان افزودن به آدرسهای برگزیده نسخه قابل چاپ این سایت را Homepage خود کنید آمار بازدیدکنندگان

RSS 2.0
  حریم شخصی کاربران


Powered by RADCOM

متن کامل سخنرانی دکتر حسن عابد جعفری

بحثی که خدمتتان تقدیم می‌کنم فضایش با بحثهای دیگر متفاوت است نه به آن صورت فنی است که به بحثهای تخصصی وزارت ارتباطات مرتبط باشد نه مثل بحثهای چشم انداز بحث‌های محتوایی و بلند مدت است عنوان بحثی که انتخاب شده سازمان سالم و پیش نیاز لازم است. هرکاری که در وزارتخانه انجام می‌دهیم از واحدهای مستقر در شهرستانها گرفته تا مرکزیت خود وزارتخانه موکول به این است که سلامتی در مجموعه حضور داشته باشد تا این برنامه‌ها محقق شود. مثل سلامت انسان که اگر این سلامت حاصل باشد سایر برنامه‌ها در قالب این سلامت قابل انجام هست اما اگر بیماری حاصل شود همه برنامه‌ها تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. بحث سازمان سالم در واقع داشتن این پیش‌نیاز است که ما بتوانیم در یک بستر سلامت اداری برنامه‌هایی را که راجع به آن فکر کردیم بتوانیم محقق کنیم و خوشبختانه در این زمینه کارهای بسیار زیادی انجام شده و متاسفانه امکان ارائه همه این کارها طبعا اینجا فراهم نیست بنابراین یک بخش گزیده از این بحث را انتخاب و عرض می‌کنم .اگر دارد بحثی شویم که اصل بحث ماست دو تا واژه کلیدی را قبل از ورود به بحث مرور می‌کنیم یکی واژه فساد یکی واژه سلامت این دوره ادبیات این محموعه تحت عنوان corruption و integrity ازش یاد شده واژه intergrity که معانی گوناگون دارد یکی از مفاهیم آن سلامت و درستکاری نامیده شده که اینجا در مقابل واژه فساد یا corruption قرار می‌گیرد. و این دو مقابل هم هستند اما تعریفی که اصطلاحا از بحث فاساد صورت گرفته در ادبیات دنیا مجمل ترین تعریف که بیشتر مورد اتفاق است به این صورت است . استفاده از اموال عمومی به منظور منافع شخصی فرض بر این است احوالی که در اختیار ماست برای خدمت به مردم و استفاده عمومی مورد استفاده قرار بگیرد اگر اتفاق بیافتد در این مسیر انحرافی ایجاد شود این اموال عمومی در جهت منافع شخصی به معنای علم مورد استفاده قرار بگیرد در اینجا فساد اتفاق افتاده است. برای تعریف اجمالی فساد استفاده اموال عمومی برای منافع شخصی با توضیح گفته شده اما در مفهوم شکستن ضابطه و خروج از ضابطه فساد است چند پیش فرض در اینجا وجود دارد یکی اینکه وقوع فساد امری قطعی است یعنی فساد اتفاق می‌افتد بری اینکه مثل بیماری است و ما تلاش می‌کنیم بیماری واقع نشود اما این گونه می‌شود یعنی جامعه‌ای نیست که صد در صد سلامت داشته باشد. نکته دوم این است که فاسد گرایش دارد که به صورت پنهانی عمل شود یعنی ماهیتش معمولا آشکار نیست به جهت اینکه در جامعه مورد قبح و زشتی است معمولا به صورت پنهان است و نکته سوم اینکه به تدریج از شکل ساده به پیچیده گرایش پیدا می‌کند از داخل مرزها به ارتباط با بیرون مرزها ارتباط پیدا می‌کند و پیچیدگی‌اش گاهی به حدی می‌رسد که آنقدر نهادینه می‌شود که بعضی از کشورها برای ریشه کردن فساد در بضی از دستگاهایشان محل آن مجموعه را منحل کرده‌اند. در بعضی از کشورهای آزاد شده بعد از شوروی دستگاه پلیس کشوری به طور کلی منحل شد برای اینکه امکان اصلاح نداشت بنابراین اگر فساد نهادینه شد هیچ راهی بجز انقلاب اساسی برای منحل کردن دستگاه وجود ندارد. چرا باید فساد مبارزه کرد با مطالعات اخیر دانشمندان ظرف یکی دو دهه اخیر نشان می‌دهد که فساد واقعا برنامه‌ها را فلج می‌کند . به معنی شما برنامه‌ریزی می‌کنید چشم‌انداز می‌کنید سیاستهای کلان می‌گذارید برنامه 5 ساله می‌نویسید بودجه‌های سالیانه تنظیم می‌کنید و امیدوار هستید که در این مسیر حرکت کنید و یکایک اعداد و ارقام که در سطحها و میزان رشدها محقق شود اما در عمل اینطور نمی‌شود درست مثل سدی است که زمینش آهکی باشد و آب به تدریج آهکها را بخورد و رخنه‌هایی در پشت سد ایجاد کند که از نظر شما پنهان است و هرچه آب پشت این سد می‌بندید و اهدافی که برای برق و آب آشامیدنی و غیره تعین کرده‌اید می‌بینید آب‌هایی می‌رود و برنامه‌های شما اجرا نمی‌شود. فساد به این صورت عمل می‌کند تا قبل از این ایده‌ای که عرض کردم تصور بر این بود که انجام برنامه‌ها نیازمند و لازمه‌اش این است که فساد هم محقق بشود و ما کاری با این فساد نداشته باشیم که نظر اقتصاد دانها بنود . بنابراین مجاز می‌دانستند وقئع فساد را به این معنی که با آن کاری نداشته باشند. در شرایط فعلی بحث به این صورت است که آثار بود مبربوط به فساد اداری بینش دومی که ظرف یکی دو دهه اخیر پدید آمده به این صورت است که تمام برنامه‌های اقتصادی و اداری می‌توانند تحت‌الشعاع فساد اداری اقتصادی قرار بگیرند به نحوی که آنچه که شما برنامه‌ریزی کردید یک چیز است و آنچه اتفاق می‌افتد چیز دیگری یعنی اینکه ما اگر مراقبت از این مساله حساس و پیشگیری از این بیماری نکنیم همه آنچه که تحت عنوان چشم انداز و سایر مساول دیدیم به طرف دیگری کشیده خواهد شد و اینها محقق نخواهد شد اینها بعضی از موردی است در باب این موضوع بیان شده. درآمدهایی که برای دولت پیش‌بینی شده که تمام طرحهای شما وابسته به این است که این درآمدها تامین بشود و بودجه تامین شود تا طرحها را انجام دهید . این تحت الشعاع قرار می‌گیرد و درآمدها کاهش می‌یابد هزینه زندگی مردم که امروز برای دولت نهم بحث بسیار مهمی است و همینطور بحث مربوط به قیمتها در اثر وجود این هزنیه خاص که سربار بر هزینه‌های تولید می‌شود افزایش پیدا می‌کند یعنی هزینه زندگی مردم میزان تورم به شدت افزایش پیدا می‌کند و نمی‌دانیم از کجا محلی که در محاسبات ما به هیچ وجه منظور نشده با سرمایه‌گذاریهایی که 50 درصد آن دولت و 50 درصد غیر دولت پیش‌بینی کردیم محقق نمی‌شود ریسکی را پدید می‌آورد که نه سرمایه‌گذار داخلی و نه خارجی حاضر نمی‌شوند در آن شرکت و آن کشور و موسسه که بخشی از فساد وجود دارد سرمایه‌گذاری کنند اینها محاسبه دارند که در قسمت دوم عرض خواهم کرد بهره‌وری سرمایه‌گذاریها کاهش پیدا می‌کند بدیهی است کنار این مجموعه خود را وصل کرده و از این مجموعه می‌رود بدون اینکه در محاسبات آمده باشد بنابراین بهره‌وری سرمایه‌گذاریها کاهش پیدا می‌کند و بالاخره سطح خدمات اجتماعی بویژه برای افراد کم درآمد کاهش پیدا میکند. در ذهن شما ممکن است که این نکته باشد که تخلف ممکن است اتفاق افتاده باشد. تخلف نسبتش با فساد چیست تخلف نوزاد فساد است یعنی وقتی تخلفی اتفاق می‌افتد زنگ خطری است برای اینکه باید مراقب بود که هسته اولیه فساد دارد شکل می‌گیرد هنوز فساد نیست و تخلف است اما اگر تخلف استمرار پیدا کرد و نهادینه شد در یک دستگاه باید یقین بدانیم که زمینه ورود فساد شده در اینجا لازم است بعد از این مقدمه به انواع فساد بپردازم انواع فساد تبیین‌های گوناگونی ازش شده است من به حسب نیاز یکی از این تبیین‌ها را ازش استفاده می‌کنم و دنباله بحثم بر اساس تبین همین دو نوع فساد می‌"دارم . فساد دو جور است یا خرد است یا کلان فساد کلان فسادی است که معمولا به صورت تخصصی اتفاق می‌افتد در دستگاههای تخصصی این نگرانی بیشتر وجود داد که خدای ناکرده فساد تخصصی اتفاق بیافتد فساد کلان فسادی است که عامه مردم از آن خبر ندارند.
فساد فرد، فسادی است که روزمره همه مردم و خانواده‌ها با آن مواجه هستیم. در خدماتی که مجموعه دستگاه‌ها به مردم ارائه می‌کنند، اگر با روال معین و منظم و با وجود شفافیت، پاسخ‌گویی انجام شود زمینه بروز فساد و تخلف کم است. اما اگر این زمینه‌ها را از ارائه خدمت دریغ کردیم باید نگران بروز نوع دوم از فساد که فساد فرد است بشویم . فساد خرد گریبان عامه مردم را می‌گیرد. در ارائه خدمات، طول زمان فساد را از این به بعد مبنا قرار دهیم. فساد کلان و فساد خرد یا فساد تخصصی و فساد عمومی و عام.
از اینجا وارد نکته اساسی می‌شوم. ما برای اینکه پیشگیری کنیم یا درمان کنیم بحث فساد را باید بتوانیم تشخیص بدهیم. برای تشخیص دادنش باید نسخه‌هایی، ابزارهای سنجشی را داشته باشیم که بتوانیم مثل ابزار تب سنج میزان سلامت بیماری را تشخیص دهیم. اگر نتوانیم بسنجیم که حالت ما حالت سلامتی است یا بیماری،موسسه ما چند درجه سلامت دارد و چند درجه به فساد میل کرده، هیچ نسخه‌ای نمی‌توانیم بپییچیم. بنابراین پیش‌نیاز اول و ضروری بحث پیشگیری از فساد یا مبارزه با فساد یا ارتقاء سلامت اداری به لفظ مثبت تر اینست که ما سنجش کنیم میزان سلامت یا فساد دستگاه را از جهت اداری و مالی . تقریبا در این یکی دو دهه اخیر دوره رهبری مقام رهبری تحقیقی در این زمینه شده . هیچ سخنرانی نیست که ایشان در مورد مبارزه با فساد اشاره‌ای نداشته باشند همه دولتها که در شرایط فعلی سرکار می‌آیند در همه کشورها یکی از اولیه‌ترین شعارهایشان شعار مبارزه با فساد است. نه اینکه بخواهند کار سیاسی کنند برای اینکه این مسأله به قدری مهم شده که می‌تواند از یک طرف نارضایتی عامه مردم را به دنبال بیاورد،ناکارآمدی دولت و دستگاه را به رخ بکشد از طرفی هم مشکلاتی را برای مجموعه از لحاظ سیاسی پدید بیاورد که دوام دولتها امکان نداشته باشد. بنابراین شناسایی،تشخیص و سنجش میزان فساد نکته بسیار مهمی است که تکلیفش اول باید روشن شود. بنابر دو تقسیم بندی که کردیم دو نوع نسخه یا دو نوع شاخص برای سنجش فساد داریم . بسته به اینکه فساد از چه نوعی باشد طرز سنجش هم متفاوت خواهد بود.
اگر بیماری معمولی باشد بانبض گرفتن و نگاه کردن گلو ممکن است تشخیص داده شود این بیماری چیست. اگر بیماری، بیماری اساسی باشد، حتما باید آزمایشگاه برود تا نتایج آزمایش بگوید چه کار بکنیم. اگر فساد نوع کلان باشد، فساد نوع کلان طرز سنجشش متفاوت است با فساد نوع ساده یا معمولی یا خرد. درحوزه‌اول که سنجش فساد اداری ،اقتصادی کلان مورد نظر است، دو شاخص در دنیا برای سنجیدن این نوع فساد طراحی کرده‌اند به طور خلاصه :‌یکی شاخص ادارک فساد،یکی شاخص پرداخت کننده رشوه، عنوان corruption که از نظر بین‌المللی واژه خیلی باکلاسی است . اما واقعیت مسأله corruption این است که از فساد آنچه را که امروز اندیشمندان می‌شناسند و می‌توانند بسنجند بعد یا تبلور آن در رشوه است. یعنی هرجا corruption دیدیم ترجمه می‌کنیم bribery یعنی رشوه بنابراین اگر اختلاس ،کلاهبرداری سوءاستفاده و انواع فسادها را طبقه‌بندی کنیم یکی از این فسادها را در دنیا به عنوان نمونه و سمبل بقیه مفاسد اداری،اقتصادی می‌سنجد و می‌توانند بسنجند و آنهم بخش مربوط به رشوه است . دو طرف رشوه را جداگانه می‌سنجند یعنی تا مدتها فقط طرف دریافت‌کننده رشوه را می‌توانستیم بسنجیم . شاخصی که خیلی کلی به عنوان شاخص مبارزه با فساد و اندازه‌گیری فساد عنوان می‌شد در واقع سنجش میزان دریافت فساد در کشور یا ادارات را می‌سنجید و نه بیشتر. در طول زمان که به این شاخص اعتراض شد، شاخص دیگر هم ابداع شد که به این طریق می‌توانیم طرف دوم رشوه را بسنجیم، یکی مرتشی یک راشی، این دو را می‌سنجند. یعنی وقتی گفته می‌شود فساد یعنی رشوه چون بقیه ابعاد در حد بین‌المللی قابل سنجش نیست. بنابراین در بخش اول فساد کلان دو شاخص وجود دارد که در معاملات خارجی در بحثهای ساخت و ساز ، پروژه‌های عمرانی می گویند چقدر رشوه دریافت می‌شود و چقدر رشوه داده می‌شود و این دو را جداگانه می‌سنجند. و هنوز هم شاخصی که تلفیق این دو با هم را انجام بدهد اختراع نشده بخش دوم شاخص سنجش فساد اداری خرد است. و عنوان آن اینست؛ شاخص سنجش جهانی فساد که با فساد کلان کاری ندارد و قدرت سنجش آنرا ندارد. فقط فساد عمومی جامعه را می‌سنجد یعنی خانوارها با مشکلاتی که در خدمت رسانی دستگاه‌ها مواجه شدند.
به طور خلاصه دو نوع شاخص برای تشخیص فساد نام بردیم یکی شاخصهای کلان برای سنجش فسادهای کلان و یکی برای سنجش فسادهای عمومی که هر یک را به طور مختصر توضیح می دهم. اولین شاخص ادارک فساد است که فقط میزان برداشت افراد را از میزان وجود فساد می تواند اندازه گیری کند، نه فساد واقعی را. و اگر در کشوری یا دستگاهی میزانی فساد وجود داشته باشد فقط سوال می کند به نظر شما این میزان فساد چه قدر است؟ فقط perception یا برداشت یا ادراک فساد را توانایی اندازه گیری دارد و نه بیشتر . نکات زیادی راجع به این شاخص هست که به طور خلاصه می‌گویم که فقط میزان perception و ادراک را می‌سنجد و فقط بحث مربوط به رشوه را مد نظر قرار می‌دهد نه بیشتر. در حوزه تخصصی است و زاویه دریافت‌کننده رشوه را فقط اندازه‌گیری می‌کند. اینکه چرا بر ادارک استوار است ؟ چون اولین شاخص برای اندازه‌گیری فساد بود، استدلال این بود که ما فساد را نمی‌توانیم به طور کامل ارزیابی کنیم چون چیز پنهانی است و نمی‌توان دقیق اندازه‌گیری کرد بنابراین از اهل فن می‌پرسیم که چه مقدار وجود دارد . به ما می‌توانند بگویند، اما برداشت خودشان از فساد را بنابراین واقعیت فساد را نمی‌توان آنطور که باید اندازه‌گیری کرد. این شاخص از سال 1995 تا حالا مرتب در کشورهای مختلف اندازه‌گیری شده هرساله و کشورها را براساس این شاخص دسته‌بندی کردند؛ از نمره 1 یا 0 تا ده به اینها نمره دادند و براساس این نمره گفتند که نمره این کشور از 0 تا 10 چند است . سال 95-96 تا 2005 . شاخص 2006 هنوز بیرون نیامده که همین روزها بیرون می‌آید. 159 کشور از 200 کشور دنیا، امروز با این شاخص از جهت میزان وجود سلامت و فساد اندازه‌گیری می‌شوند؛ یعنی نشان داده می‌شود که چقدر در این کشور رشوه دریافت می‌شود. منابع اطلاعاتی متعددی برای برآورد این شاخص مورد استفاده قرار می‌گیرند. که به طور کلی دو دسته هستند یک دسته اشخاص مطلع هستند مثل تجار، بازرگانان ،تحلیل‌گران، که اطلاعات دقیق دارند، تا حدی که با کشوری سالها ارتباط دارد؛ می‌تواند بگوید که این کشور چقدر بابت معامله دریافت می‌کند و آنرا با کشورهای دیگر مقایسه کند. یکی هم نهادهای بین‌المللی هستند که این نهادها محاسبه‌هایی دارند. مثلا ریسک سرمایه‌گذاری را برآورد می‌کنند. مجموعا 15 و 16 مرجع هستند که اطلاعاتشان گردآوری شده و روی هم ریخته می‌شود . یک شاخص از مجموعه اینها به صورت تلفیقی استخراج می‌شود، که می‌شود شاخص ادراک فساد. بنابراین نظر نهادهای بین‌المللی و اشخاص صاحبنظر در کشور و بیرون از کشور اتخاذ می‌شود روی هم ریخته می‌شود و یک شاخص تلفیقی ایجاد می‌شود. برداشت این نهادها و اشخاص روی هم شاخص سنجش ادراک فساد از آن دستگاه یا آن کشور می‌شود.
دومین شاخص، شاخص سنجش رشوه‌دهندگان است. یعنی وقتی اعتراض شد که اگر رشوه‌دهنده‌ای نباشد رشوه‌گیرنده‌ای هم وجود نخواهد داشت و آن‌چیزی که سنجیده می‌شود واقعی نیست، شاخص دیگری طراحی کردند به نام شاخص سنجش رشوه‌دهندگان . اگر در شاخص قبلی کشورها طوری طبقه‌بندی می‌شد که معمولا کشورهای ضعیف اقتصادی با ساختارهای اداری ضعیف در نمره کم سلامت‌ترین قرار می‌گرفتند، در این شاخص کشورهایی اولویت پیدا کرد و مشکل‌دار شدند که بیشترین معامله را با کشورهای دیگر دارند، بیشترین شرکتهای چند ملیتی را دارند، وحجم عمده معاملات توسط شرکتهای این کشورها صورت می‌گیرد، اولویت پیدا کردند. تقریبا فهرست اولویت 0 تا 10 اینجا برعکس شد . برای اینکه اینها رشوه می‌دادند که دیگران رشوه دریافت می‌کردند. فهرست کشورهایی که با این شاخص اندازه‌گیری به ترتیب به حسب میزان معامله و فسادی که در معامله داشته‌اند یعنی پرداخت رشوه تا آخر طبقه‌بندی شدند عبارتند از: استرالیا ، اتریش ، بلژیک ، کانادا، چین، آلمان، هنگ‌کنگ، ایتالیا، ژاپن .
سوالی هست که چرا به جای اینکه کشورها را دسته‌بندی کنند، شرکتها را دسته‌بندی نمی‌کنند، چون عملا شرکتهای چند ملیتی هستند که این کار را می‌کنند بعضی هم بیش از یک کشور دارند یعنی به کشور خاصی نمی‌توان انتصابشان کرد. استدلالی آوردند که خیلی هم محکم نیست که می‌گویند شصت‌هزار شرکت وجود دارد و این شصت‌هزار شرکت هر کدام شعبات متعدد دارد و اگر بخواهیم حساب کنیم لیست‌های بلندبالایی خواهد شد که قابل ارائه نیست . اما در هر حال این شرکت‌های چندملیتی هستند که رشوه‌دهنده هستند . و صدر فهرست رشوه‌دهنده قرار می‌گیرند تا انتها . اما بدلایلی اسامی این شرکتها را اعلام نمی‌کنند، فقط کشورهایی که منتسب به آنها هستند را فهرست کرده‌اند.
بخش دوم، ‌فساد خرد و اندازه‌گیری آن است . فساد خرد برخلاف دو شاخص قبلی به‌جای اینکه از متخصصان میزان فساد را بپرسند، از عامه مردم سوال می‌کنند. که این یک پرسشنامه اداری دارد که چند سوال دارد و بایک روال آماری تصادفی به افراد توزیع می‌کنند نظر آنها را می‌گیرند و نظرسنجی می‌کنند.

۱۳۸۵/۰۸/۱۵
۱۱:۰۰