وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
 پنج شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۹ ، ۱۶:۴۳
نقشه سایت | پرسشهای متداول | تالارهای گفتگو
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
ارسال مطلب نشانی و تلفن مدیران آشنایی با وزارت وزیران پس ار انقلاب
فرم نظرخواهی ارسال صفحه به دوستان افزودن به آدرسهای برگزیده نسخه قابل چاپ این سایت را Homepage خود کنید آمار بازدیدکنندگان

RSS 2.0
  حریم شخصی کاربران


Powered by RADCOM

متن کامل سخنرانی آیت‌الله حائری شیرازی

وقتی در جمعی گوینده‌ای دعوت می‌شود سخن باید متناسب با شان گوینده و شان شنونده باشد. در جمع عزیزانی که ارتباطات انسانها را فراهم می‌کنند آنهم در عصری که نام آنرا عصر ارتباطات گذاشته‌اند. مردم قاره‌های مختلف دنیا می‌توانند به وسیله همین ابزار ارتباطی ، یکدیگر را ببینید ، با هم گفتگو کنند ، گویی که بر روی صندلیهایی در یک اتاق نشسته‌اند. بشر به وسیله استفاده خوب از ابزار طبیعت خود به این فناوری دست یافته است . وقتی ما این پیشرفت انسانها را مشاهده می‌کنیم ، اینها همه‌ی انرژی انسانی نیست اینها استعدادهای سطحی و حاشیه‌ای انسان هستند. زمانیکه آقای پاپن پرتاب شدن سردیگ را دید متوجه قدرت بخار شد و برمبنای آن توانستند ماشین بخار و بعدها کشتی بخار را بسازند وامروز حتی برق را با همین قدرت بخار تحصیل می‌کنند آنچه آقای پاپن دید آشنایی او به یکی از انرژی‌های موجود در عالم بود.
امروز هم که جمهوری اسلامی به دنبال استخدام و استفاده از انرژی هسته‌ای است . این‌هم یک نوع استعداد و توان از ذخائر موجود این هستی است. چه انرژی هسته‌ای و چه انرژی بخار به وسیله انرژی و توان طبیعی انسانها استخدام شد. توان طبیعی انسانها نسبت به جانواران این همه فاصله دارد. که انسان وقت بدنیا آمدن از تمام جانواران فقیرتر است «وا... اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا» شما را از شکم مادران خارج کرد در حالی که شما به چیزی بلد نبودید، چیزی نمی‌دانستید، در حالیه بسیاری از جانواران وقتی از شکم مادر متولد می‌شوند زبان مادری خود را بلدند و گفتگو می‌کنند. پرندگان قبل از اینکه از تخم خارج شوند. زبان مادرشان را بلدند و با مادرشان گفتگو می‌کنند. این مطلب را از قول کسی نقل نمی‌کنم خودم به عینه دیده‌ام که چگونه مرغ وقتی تخم‌های زیرپایش را در روزهای هجدهم و نوزدهم جابجا می‌کند گفتگو می‌کند و پاسخ می‌گیرد. اما انسان تا بخواهد زبان مادری‌اش را فرا بگیرد. بسیار طول می‌کشد . بسیاری از پرندگان وقتی بدنیا می‌آیند جست و خیز دارند. جانوران ساعتی بعد از ولادت می‌توانند با مادرشان جابجا شوند اما انسان مدتها طول می‌کشد تا بتواند گام بردارد یا تکلم کند. جانوارن همه با لباس متولد می‌شوند و انسان فاقد لباس است چون فقیر است ،محتاج است و چون محتاج است تلاش می‌کند . چون تلاش می‌کند حرکت می‌کند. ترقی می‌کند و تجربه ، چون انسان می‌خواست غنی بشود،خدا او را فقیر کرد. چون می‌خواست دانا بشود او را فاقد کل دانائیها کرد اما واجد استعداد. محتاج تر از همه وارد این معرکه می‌شود مثل فرشتگان هم نیست که مستغنی از غذا و خوراک و چیزهای دیگر باشد. چون محتاج است تلاش می‌کند. چون محتاج است برای بدست‌آوردن مبارزه می‌کند. مبارزه‌ای با محیط و مبارزه‌ای با همنوعان خود غذا را از هم می‌ربایند،عزت را از هم می‌ربایند. هرکدام برای اینکه عزیز باشند هرچه بتوانند می‌کنند . آقای بوش امروز در سخنرانی خود می‌گفت: اسرائیل باید کامیاب، آزاد و امن باشد و این از منافع آمریکاست. این انسان است. منتهی این طبیعت انسان است . همان طبیعتی که فناوری ارتباطات را بوجود می‌آورد و انسان‌ها می‌توانند یکدیگر را ببینند و با هم گفتگو کنند. همین طبیعت وقتی آزاد و رها می‌شود توجهی نمی‌کند.
در قانا امروز چه گذشت و این بیگانگان چه کشتاری می‌کنند. مهم منافع آمریکاست. این جنبه طبیعت انسانی است که توانسته این چنین فناوریهایی را به وجود بیاورد که وقتی جایی را می‌زند نمی‌تواند بگوید که من مرکز نظامی منظورم بود ولی مرکز غیرنظامی را زدند چرا را که هدایت لیزری دارند.
در انسان غیر از این طبیعت که می‌تواند این صنایع را به وجود بیاورد آن قدرت را ایجاد کند،انرژی هسته‌ای را آزاد کند،انرژی دیگری وجود دارد. که بشر هنوز آئین به‌کاربردن آن قدرت را کشف نکرده و این قدرت دست نخورده مانده است. چطور قبل از آقای پاپن بنا بود تمام کارخانه‌ها با دست بچرخد و تمام کارها باید به کمک بدن یا بوسیله جانواران انجام بگیرد. با استخراج ،استخدام و به کارگیری این قدرت انسان توانست حرکت کند و به این موقعیتی که الان در عالم دارد برسد انرژی‌ها پشت سر هم کشف شد. راه استخدام آنها کشف شد و ما به این وضعیت فناوری در عالم رسیدیم. بحث امروز من بحث دیگری است . فناوری فطرت ،انرژی فطرت . این انرژی است که آقای سید حسن نصرالله در مقابل ماشین جنگی اسرائیل مقاومت می‌کند. جنگ حزب‌الله و اسرائیل و جنگ حزب‌الله و آمریکا ، جنگ فطرت و طبیعت است . اگر تشبیه کنیم توان ، انرژی و آثار فطرت را باید عرض کنم هر اندازه که فاصله بین طبیعت انسانی با این همه فناوری که آورده تا طبیعت جانوران که اینقدر از انسان عقب مانده، همین فاصله بلکه بیشتر بین توانایی فطرت و توانایی طبیعت است . سعدی زیبا بیان می‌کند:
طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت                          بدرآی تا ببینی طیران آدمیت
طیران با هواپیما و فضاپیما طیران در پای‌بند شهوت است . انسانی که از پای‌بند شهوت بیرون بیاید طیران دیگری دارد . در وظیفه مددرسانی به لبنانیها و فلسطینیها نیز خیلی زیبا بیان می‌کند:‌
ما را عجب ار پشت و پناهی بود آنروز                      کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم
اگر ما پشت و پناه آنها نباشیم فردا تعجب است اگر کسی پشت و پناه ما باشد.
در توهم بیجایی که افغانها و عراقی‌ها کردند که آمریکا می‌آید افغانستان را از طالبان و عراق را از صدامیان نجات می‌دهد باز سعدی می‌گوید:
شنیدم گوسفندی را بزرگی                                     رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبانگه کارد بر حلقش بمالید                                   روان گوسفند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ربودی                                 چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی
انسان انرژی فطرتی دارد که اگر آن انرژی آزاد شود فاصله انسان فطرت با انسان طبیعت مثل انسان طبیعت با جانوران است. تمدنی که امروز در عالم مشاهده می‌کنید تمدن طبیعت است. آنچه عزیزان حزب‌الله آغاز کرده‌اند سرآغاز تمدن فطرت است. فطرت با یاد خدا آغاز می‌شود. از کار شما و برنامه شما صحبت کنم. دو دستگاه تلفن و دو شماره روی میز شماست می‌خواهید از این شماره با آن یکی تماس بگیرید. دو شرط دارد یکی اینکه شماره‌گیر با مرکز مخابرات مرتبط باشد ، شرط دوم آنکه اگر می‌خواهد جواب بدهد آن تلفن هم با مرکز مخابرات مرتبط باشد . وقتی این دو می‌خواهند یک ارتباط پیدا کنند نیاز به دو ارتباط با مرکز دارند. سوال این است که اگر ما انسانها مثل تلفن‌ها باشیم خدا از مرکز مخابرات کمتر است؟ این تلفن نمی‌تواند پل بزند روی مرکز و بدون ارتباط با مرکز به آن‌یکی وصل شود. هر دو باید به مرکز مرتبط باشند تا به هم مرتبط شوند. انسان هم همینطور . تا دو انسان با خدا مرتبط نشوند با هم مرتبط نمی‌شود گرچه عاشق و معشوق باشند. عاشقان طبیعت با معشوقشان ارتباط ندارد . شوخی می‌کنند.
انسان درزندگی جانوری به همه چیز مرتبط شده الا به خودش نه تنها ارتباط این انسان با آن انسان نیاز به دو رابطه با خدا دارد ارتباط خود انسان‌ با خود انسان هم باید از راه خدا انجام شود این آیه را ببینید:‌
«واعلمو ان الله یحول بین المرء و قلبه» بدانید که خدا بین انسان و قلب انسان حائل است. انسان قلبی دارد که خیلی بالاتر از کعبه است. «لایسعنی عرض و لا سمائی ولکن یسعنی عبدی المومن» زمین و آسمان گنجایش مرا ندارند ولیکن قلب بنده مومنم گنجایش مرا دارد .یعنی انسان سرای خداست و خدا در سرای اوست. و به این دلیل به ملائکه گفتند: «فاذا سوتیه ونفخته فیه من روحی فقعوله ساجدین» می‌خواهید به جن سجده کنید من در اینجا هستم قلب انسان .جهنم مجازات ضایع کردن خانه خداست و بهشت جایزه خوب نگهداری کردن از این خانه الهی است . اینکه ما فکر می‌کنیم آنکه در آیینه است انسان است ، نه ، آنکه در آینه است آشیانه انسان است .
بوعلی می‌گوید: حبطت الیک من المحل الا رفعی و رقاء ذات تعزز تمنعی محجوبه عن کل مغله عارضی وحی اللتی سترت ولم تتبرقعی
و رقاء پرنده بزرگواری از محل بالائی برسوی تو نازل شده است ، چیزی که بدون اینکه برقع و نقابی بزند پنهان شده می‌گوید ان کان احبطه الا الله الحکمه تهیت عن الفتن الذی بالالمئبن فلعی شایع احبطت من شاهق سام الا قعر الحذیذ الاالله
اگر حکمتی در این بود که از آن محل رفیع موجودی عزیز به اینجا بیاید چرا از بالاترین ارتفاعات به پایین‌ترین نقطه فرود بیاید.



نوار 4 8/5/85 ادامه آیت‌الله شیرازی از نوار 3 استاد سبزواری حجت‌الاسلام نیازی
این دولت کریمه‌ای است که در حال پیدایش است. دولت کریمه‌ای که به جای اینکه با انرژی طبیعت که همیشه بدون ارتباط گرفتن با خدا می‌خواهد کارها را انجام دهد،حکومتی بر مبنای فطرت انسانهاست که انسانها اول با خدا ارتباط پیدا کنند تا بتوانند با هم ارتباط پیدا کنند.
زمانیکه آن حکومت متکی به ارتباط با خدا و بر مبنای فطرت تشکیل بشود . هرچه در این دوره وحشت است و تمدن پر از توحش و مشکلات، آن دوره، دوره امنیت است و امان . آقای علی عموئی از سازمان نظامی حزب توده، کتابی هم نوشته ایشان، 19، 20 سال زندان بوده . با ایشان زندانی بودم او از فضلای حزب توده بوده همراه آقای حجری و آقای تقی کی‌منش از آقای عموئی سوال کردم که تمدن را چه تعریف می‌کنید؟ و انسان متمدن به چه کسی‌ می‌گوئید؟ گفت: ما به کسی متمدن می‌گوئیم که خودش مواظب خودش است که تجاوز نکند . طبیعتا معنای وحشی کسی است که باید مواظبش باشیم که تجاوز نکند. با این تعریف ما در عالم متمدن نداریم. تمدن امام بود و امامی‌ها،مواظب خودشان باشند که تعدی نکنند ، این حرف یک کمونیست است. اگر تمدن فطرت‌ آغاز شود آن تمدنی است که خودش مواظب است که تجاوز نکند. و شما که اینهمه در زمینه ارتباطات و فناوری با هم کمک می‌کنید طوری باشد که دیگران بسازند و ما مصرف کنیم این هنر نیست و گاهی هم به مردم قول می‌دهیم مثلا این قدر از این دستگاه در اختیارتان قرار می‌دهیم بعد می‌گوئیم اگر خودیها بخواهند بسازند. نمی‌شود،طول می‌کشد. به دیگران می‌دهیم بسازند اینکار را نکنید.
کهن جامه خویش پیراستن                 به از جامه عاریت خواستن
تا کی این ننگ وابستگی را تحمل کنیم . سعی کنیم کاسیتهای خودمان را برطرف کنیم و به سازنده‌های خودمان هم توصیه می‌کنم که شما هم کاری کنید تا مصنوعاتتان که بدست مردم می‌رسد آبرومند باشد.
چرا مصنوعات ما بر مبنای خوبی کار نکند باید مهندس ما فطرت‌گرا و کارگر هم فطرت‌گرا باشد تا مجموعه او یک چیز سالمتر از مصنوعات دیگران باشد. دیگران طبیعت‌گرا هستند جنس‌شان دوام پیدا کند، ما که فطرت‌گرا هستیم جنسمان باید خیلی بهتر باشد. اگر مصنوعات فطرت‌گراها در جایگاه خود قرار بگیرد یعنی فطرت را خوب به کار بگیریم، در صنعت می‌توانیم کار کنیم و اگر در واگذاری کار مردم به خود مردم کاری کنید وحشت نداشته باشید. وقتی آقای مهندس ریاضی با من به فراغت دشت و کوه آمدند ،وقتی که سازه مخزن آنجا هنوز بتون‌ریزی نشده بود،کوهی از میلگرد و اینها بود. به من گفتند که خیلی جسارت کردید در اینجا این مخزن را که با پول مردم می‌سازید اگر آب‌بندی‌اش خوب نباشد،جواب مردم را چه می‌دهید.گفتند ما مشکل نداریم، ما دولتی هستیم، وقتی خراب شد . می‌گوئیم که خراب شد. گفتم من چون باید جواب مردم را بدهم دقت می‌کنم. شما چون کسی از کسی سوال نمی‌کند وقتی خراب شد دقت نمی‌کنید. آقای مشفقیان مدیر کل برق استان از ایشان سوال کردم این میعانات گازی که تصفیه نشده بود.وارد نیروگاه سیکل ترکیبی کوار شد میزان خسارتش چقدر بود گفتند:‌ده میلیارد تومان گفتم اگر اداره گاز بخش خصوصی بود چه کار می‌کرد. گفتند تمام ده میلیارد خسارت را از آن می‌گرفتند. اما الان از جیب مردم رفت . به خاطر اینکه ضمانت نیست. آقای رئیس‌جمهور سابق اولین باری که شیراز آمده بودند از من سوال کردند که درسهایی که در مدرسه حقانی می‌دهید الان هم می‌دادید گفتم نه گفتند الان چه کار می‌کنید:‌گفتم تحقیقات علوم انسانی می‌کنم. گفتند که نتیجه‌ای هم داشته . یکی از آنها را گفتم اینکه اگر کسی پولی به شما بدهد که با آن طرحی را اجرا کنید و شما دو پیمانکار پیش رو داشته باشید یکی پیمانکاری که می‌توانید از او ضمانت بگیرید و بعد غرامت و دیگری پیمانکاری که نمی‌توانید از او ضمانت بگیرید و غرامت و شما به دومی دادید. و این پول تلف می‌شد. شما شرعا و عقلا ضامن هستید یا نه گفتند بله.گفتم سیستم دولتی ضمانت‌پذیر و غرامت پرداز است . گفتند: شما دولت را مجری نمی‌دانید؟ گفتم: دولت داور است و به کار اجرایی چه کار دارد. وزارت بهداشت به عده‌ای خون داده و آنها مبتلا به ایدز و هپاتیت شده‌اند. اخیرا قرار شد دیه بپردازند. 20 درصد دیه تا 50 درصد اگر بخش خصوصی این کار را می‌کرد نوعی دیگر با او رفتار می‌شد. به هر جهت آنچه در غرب به عنوان سرمایه‌داری به آن ایراد است این نیست که مالکیت خصوصی یعنی اصالت سرمایه در مقابل اصالت انسان . یعنی اگر کسی سرمایه‌اش جایی هست سرمایه‌اش در آنجا کار می‌کند. که در اسلام این نیست. اسلام می‌گوید سرمایه کار نمی‌کند،انسان کار می‌کند از این جهت اگر پول کسی پیش کسی باشد در اسلام نمی‌تواند منافعی را مطالبه بکند مگر اینکه این پول را مضاربه داده باشد یعنی مالکیت این پول وقتی پول را قرض می‌دهد از این طرف خارج نشده و هرگز نمی تواند نفعی ببرد.
این وضعیتی که ما امروز داریم در الگوی سیستم بانکی مرحله گذاری است که باید از آن عبور کنیم. و در خاتمه برای اینکه تلخی به شیرینی بدل شود این رباعی کوچک را که یک شیرازی در مورد سیستم موجود سروده می خوانم. صندوق قرض‌الحسنه‌ی انصار در شیراز بود که اول در شیراز تاسیس شد. به اندازه دکانی بود الان ساختمانش بلندترین و رفیع‌ترین ساختمان خیابان زند شده این فکاهی را این شیرازی گفته است:
یکی گفتا ببین شورای ما را                        چه سان آسان نموده بهر آراء
که صندوقی ز انصار المجاهد                     زدکانی چنان دکان زاهد
رسد با چند سالی بهره کاری                      بدون هیچ رنجی بهر کاری
به جائی از درآمدهای عالی                       که صندوقش شده اعلی‌المعالی

۱۳۸۵/۰۸/۱۵
۱۳:۴۵