وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
 پنج شنبه ۱۳۸۷/۰۸/۳۰ ، ۲۰:۱۷
نقشه سایت | پرسشهای متداول | تالارهای گفتگو
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
ارسال مطلب نشانی و تلفن مدیران آشنایی با وزارت وزیران پس ار انقلاب
فرم نظرخواهی ارسال صفحه به دوستان افزودن به آدرسهای برگزیده نسخه قابل چاپ این سایت را Homepage خود کنید آمار بازدیدکنندگان

RSS 2.0
  حریم شخصی کاربران


Powered by RADCOM

سخنان دکتر سلیمانی در شرکت ارتباطات سیار- 25/07/1384

  باسلام و خیر مقدم به همکاران محترم، در جلسه حاضر در نظر داریم ضمن آشنایی بیشتر با همکاران در مورد مسایل موجود در این بخش به بحث و تبادل نظر بپردازیم.
تاکنون مسائل زیادی مطرح شده که یک‌سری مسائل درون‌ سازمانی است و باید توسط خود سازمان حل شود. منتها اگر قانون اجازه نمی‌دهد و کار غیر قانونی است، نباید صورت بگیرد. البته قانون ما خیلی گسترده است و خیلی کارها را می‌توانیم انجام دهیم. برای مثال در مورد بخش خصوصی سؤال شده است که با تولید داخلی چگونه برخورد کنیم؟ قانون 51 درصد را چگونه می‌توانیم اجرا کنیم؟ اگر یک قدری در رابطه با اهداف سیاستگذار نباشد، می‌توان محکم اجرا کرد تا تمام آن اهداف تحقق پیدا کند. اجرا خیلی مهم است. در کشور ما قانون خیلی دست و پاگیر نیست و خیلی راحت می‌توان از طریق آن کار خود را پیش برد. در مورد تولید داخلی هم بحث روشن است در مورد قانونی که سیاستگذار تصویب کرده باید به متون‌ریزی که صحبت شده و دفاع کردند رجوع شود این سند است نه متن قانون. در مورد تولید داخل هیچ کس نظرش دلالی نیست. هیچ کس نظرش این نیست که تولید داخل وارد صحنه رقابت نشود و نیز هیچ کس از تولید داخلی منظورش فقط ارائه یک شکل ظاهری نیست که وسایل آن از جاهایی مثل سنگاپور، دبی تهیه شود و مارک ساخت ایران زده شود و به طور قاچاق وارد کشور شود و فروخته شود. تولید داخل مفهومش بسیار روشن است. تولید داخل باید دانش را وارد کند و همراه خود باید دانش فنی داشته باشد. ممکن است در عمق دانش فنی آن بحث شود با ورود کالا تفاوت دارد.
کسی نمی‌تواند بگوید که تولید داخل همراه با تولید دانش نیست باید ایجاد دانش و اشتغال کرد. کسی که صنعتی را گسترش می‌دهد به دنبال این است. کسی که تولید داخلی می‌کند نمی‌تواند که مثلاً دستگاه‌های اندازه‌گیری و فن کار کردن با این دستگاه‌ها را وارد نکند. باید وارد کند با همه مسایل آن. اندازه‌گیری، خدمت رسانی، نگهداری. تولید داخل حتماً مدیریت درونش است. حتماً با ایجاد یک تولید در داخل مدیریت آن بخش باید شکل بگیرد. مدیریت فنی، مدیریت اقتصادی، مدیریت توسعه باید شکل بگیرد و الی آخر. به‌هر حال حتماً باید فکر رقابت باشد و بتواند رقابت کند ولی در چهار محور اصلی. اولی هزینه دارد. تفاوت تولید داخل با آنچه که از خارج می‌آید همین جاست و همه کشورها این کار را می‌کنند. یعنی کشوری که چیزی را تولید می‌کند اینطور نیست که همینطوری چیزی را تولید کند و وارد عرصه رقابت شود و بتواند در بازار بین‌المللی خودش را حفظ کند. یا وام بدون بهره‌ گرفته یا کمک و حمایت دولت بوده و طبق برنامه بوده است. کسی که خواست دانش تولید کند هزینه دارد. کسی که خواست این چهار محور را انجام دهد هزینه دارد و کسی که خواست این هزینه‌ها را بکند، طبیعتاً هزینه تولید داخل با هزینه خدماتی که صرفاً از خارج وارد کشور می‌شود تفاوت دارد. مثلاً وزارت ما نمی‌تواند بگوید که هیچ ارتباطی با تولید ندارد و متولی تولید، وزارت صنایع است و وظیفه ما فقط سرویس‌دهی است. می‌توان از آن دفاع کرد و مشکلی هم پیش نیاید اما منفعت ملی حل نمی‌شود. بهر حال اگر حرکت ملی قرار است صورت بگیرد نمی توانیم خود را کنار بکشیم پس ما در آن شریکیم ، اینکه بگوئیم یک پروژه 75 میلیارد تومانی داریم اما هیچ دانشی وارد نکنیم و مسئول نباشیم. در واقع ما کشوری لوکس نیستم بلکه کشوری در حال توسعه و در بعضی بخشها توسعه نیافته‌ایم و خیلی راه داریم که به پیشرفتها دسترسی پیدا کنیم. اینها منفعت ملی است و نمی‌توانیم خود را کنار بکشیم، و این وظیفه شماست و نباید گردن کس دیگری بیندازیم. اگر بدنه کارشناسی و بدنه علمی درست کار بکند حتماً جواب می‌دهد. ما نمی توانیم اینها را فراموش کنیم و باید راهکار هم داشته باشیم مردم هم همین را می‌خواهند. من از سال 65 در مسائل تحقیق و توسعه بودم و اعتقادم این است که تولید کننده در کشوری مثل ایران سود واقعی را        نمی برد. البته تولید کننده نه دلال، حال می‌خواهد تولید کننده هندوانه باشد یا تولید کننده BTS، کارشناسان مسئولند ما می‌توانیم سیستم را درست کنیم.
بودجه‌ای که در سرمایه‌گذاری است بسیار کلان است. سرمایه‌گذاری بسیار گسترده است، جهت دهی این سرمایه‌گذاری دست شماست. چقدر از این سرمایه گذاری باید رسوب بکند؟
چقدر از مشکلات علمی، آموزشی، دانشی و غیره باید حل شود؟ ما وضعیت خاص دیگری هم داریم. ما در منطقه خاصی واقع شده‌ایم. کشور ایران در منطقه‌ای واقع شده که 400 میلیون جمعیت در اطرافش است، و دارای موقعیت جغرافیایی بسیار ارزنده و حساسی می باشد.  کشوری هستیم که سرشار از استعدادیم و کشورهای دیگر عاشق استعداد ایرانی هستند. چون می دانند پرکار است و می‌تواند از خود ابتکار و خلاقیت داشته باشد. ایرانی‌ها در خارج از کشور در سطح بالای علمی و اقتصادی هستند. همه جا حتی در عراق، بوسنی، آسیای میانه، قرقیزستان که بازار را بدست گرفتند. یک پتانسیل بالقوه داریم وهمیشه هم مورد تهاجم و طمع قرار گرفته است. حال به غیر از مسائل نفت و اورانیوم ،گاز، منابع اورانیوم که در ایران وجود دارد در حد متوسط به بالاست. یعنی از منابع آفریقا بسیار بالاتر است. یک ثروت خدادادی است و گاز که 18 درصد گاز دنیا در این منطقه است و 17درصد در قطر. بنابراین ما وضعیت خاصی داریم علم را از ما منع کردند. کارهایی می‌خواهند بکنند ولی متأسفانه علم و دانش وجود ندارد. و در عرف بین‌الملل جایگاهی علمی نداریم. هر جا قوی بودیم دفاع کردیم و هر جا ضعیف بودیم خسارتش را دیدیم. بنابراین ما نمی‌توانیم تولید داخلی را در نظر نگیریم. وقتی می‌گوییم منفعت ملی، کسی نمی‌تواند ادعا کند که مثلاً 675 میلیارد هزینه کند و بعد بگوید که به من مربوط نیست که دانشی بیاید یا نه. این وظیفه شماست. آموزش که بسیار در مورد آن صحبت کردیم. اولاً بحثهایی که در موبایل و غیره انجام می‌شود دانش روز است. یعنی در مرزهای دانش است. یعنی ممکن است ما نسل سیار 4 جی را نرسیده باشیم و نسل سیار 3جی را بحثش را نکرده باشیم ولی همان نسل سیار 2جی هم کهنه نشده باشد. ولی بهر حال شما در جایی هستید که این مرزهای دانش است. بنابراین علم در اینجا مهم است. دانش و تخصص مهم است. و چه کسی باید سردمداری این علم را در کشور بکند. دانشگاه می تواند؟ خیر باید بگوییم وظیفه تولید علم دانشگاه است برود تولید کند، تربیت کند، مسئله حل می‌شود؟ ردپای شما در دانشگاه چقدر است که از آنها انتظار داشته باشید علم تولید کنند. کی مطالبه کردید؟ بحث فرد نیست، بحث مجموعه شما نیست، بحث مسئولیت است. ذهن‌ها را به سمتی ببریم که حتماً باید نهضتی ایجاد بکنیم. مثلاً ببینید در درسهای مخابرات سیار یا فیبرنوری چه گفته می‌شود؟ چه ارتباطی به شما دارد؟ ممکن است استثنائاتی هم باشد. یک یا دو دانشگاه بر اساس سلائق شخصی 1 یا 2 نفر یا بر اساس موقعیتی که در خارج کشور چیزی یاد گرفته و حالا در اینجا درس پس می‌دهد. اینها به کنار، مهم این است که مرکز علمی کار بکند که نمی‌کنند. ما در خارج از کشور چیزهای زیادی می‌بینیم ولی چیزهای اساسی را نمی‌بینیم. چرا به مسائل ظاهر می‌پردازیم و چرا مثلاً ارتباط با دانشگاه را یاد نمی‌گیریم. مثلاً در مدرسه عالی برق در فرانسه صنعتی مثل تامسون حضوری فیزیکی به معنای واقعی دارد. به اشکال مختلف، نمایشگاه، جذب نیرو، برای معرفی خود، در سال چند بار می‌آید، آدمها را شناسایی می‌کند،که روی چه موضوعی کار بکند که بعدها هر جا رفت با او همکاری داشته باشند.
ما کی بحث موبایل را با جدیت مطرح کردیم. یا کی رفتیم سیلابس بنویسیم. مشکل، پول نیست. که در سالهای پیش نزدیک 2 میلیارد تومان هزینه شد و امسال هم زیاد بوده  به مرکز تحقیقات رجوع کنید. لیست پروژه‌ها زیاد شده است. لیست پروژه‌هایی که دانشجوها را حمایت کرده به تفکیک دانشگاه و نام استاد هست. چقدر رجوع کردیم؟ بحث اقتصاد که برای این شرکتها مطرح می‌کنیم مهم است. اگر پولی که خرج می‌کنیم اثر نداشته باشد ارزشی ندارد. بنده هم در این قضیه حمایت از پروژه‌های دانشجوها منتفع شدم. دانشجو کار خود را کرده و ما هم کار خود را کردیم در آخر هم دو میلیون سه میلیون گرفتیم. که البته بد نیست ولی سوال این جاست که اینگونه خرج کردن و هزینه کردن چه اثر و تحولی داشته است. البته این به معنای این نیست که مخالف دانشگاهها باشیم بلکه به عنوان مسئول مطرح می‌کنیم که اگر پولی خرج می‌کنیم هدفمان چیست؟ اگر هدف رفع نیازمان است یک جهت‌گیری می‌خواهد. اگر هدف حل مشکلات خودمان است، اگر توسعه این مجموعه است اگر ایجاد دانش در این زمینه است باید هدفمند شود. خیلی پول خرج کردیم. مثلاً یک ITرا اداره کردیم.50،20،10 کامپیوتر خریدیم. عکس و خبر و غیره. اما آیا مشکل حل شد؟ تا بخش توسعه‌مان تمام شده ما خواستیم شبکه‌ای که ایجاد کردیم را بهینه سازی کنیم شروع کردیم دوباره به توسعه مجدد، و این باعث شد که انبوه اشکالات روی هم انباشته شود. قطعاً ما اگر یک کیفیت مناسبی را که مد نظر همه هست از آنها بخواهیم یعنی اگر بخواهیم که آن کیفیت مورد نظر را در اختیار ما بگذارند اگر بازهم نتوانند می‌گویند که شبکه قبلی شما اشکال داشته،  ما نتوانستیم شبکه خود را به آن اندازه‌ای که هست بهینه کنیم، در اختیار آنها بگذاریم و به آنها بگوییم شبکه ما خوب است و حال شما بیاید توسعه دهید. متأسفانه این بوده و من نمی‌دانم چطور می‌شود این راهکار را علمی کرد تا برسیم به این مقوله که اول شبکه‌مان را با آن چیزی که داریم بهینه کنیم و بعد که موفق شدیم به بخش توسعه  آن بپردازیم.
پرسش
از اداره هماهنگی عملیات نگهداری : وقتی شرکت تأسیس شد در جلسه‌ای در سالن میثاق سوالی مطرح شد که پاسخ دادند یکی از سوالات این بود که با توجه به اینکه بخش خصوصی دارد فعال می‌شود چه تمهیدی را به خرج می‌دهید که اجازه ندهید کارشناسان ما جذب شرکتهای دیگر بشوند. هر چند الان به آن سمت می‌رویم و نتوانستیم تمهید مناسبی بیندیشیم. یکی از سوالات این بود که از نظر آموزشی فقط شعار می‌دهیم ولی عملاً سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. سرمایه‌گذاری لازم برای اینکه شرکت را تخصصی کنیم صورت نگرفته است.
می‌خواستم ببینم سیاستهای جناب وزیر در این مورد چیست؟ یکی از مسائل دیگر مورد سؤال این است که با توجه به اینکه فرموده بودند صاحبکار شرکت همچنان دولتی است و گفتند که چاره‌ای نداریم و نمی‌توانیم. حالا باید دنبال راهکارهایی بگردیم که با همین ساختارهای دولتی بتوانیم مقداری به کارمندان کمک کنیم. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تصویب کرده که اضافه کاری می‌تواند تا سقف 175 ساعت پرداخت شود. ولی عملاً در همین شرکت نظر مدیریت این است که ما محدود کنیم حالا که در این زمینه راهکار باز شده و دست مدیریت باز است که کاری بکند چرا؟ البته عقیده ندارم که به همه سقف پرداخت شود اما چرا بیخودی کاری را انجام می‌دهیم که انگیزه‌های موجود را سست‌تر کنیم. برای مثال خود من به عنوان کارشناسی که 23 سال در این شرکت است می‌بینم فرضاً مدیر عامل شرکت زیر ساخت در یک برج از سقف 150 ساعت به بالا به کارشناس‌هایش اضافه‌کاری می‌دهد و من که 23 سال سابقه کار دارم باید زیر 120 ساعت یا 120 ساعت اضافه‌کاری بگیرم غیر از این است که انگیزه من کم شود چیز دیگری نیست و در کل وقتی کسی تناقضات و تفاوت ها را می‌بیند روحیه‌اش از بین می‌رود و در کار کردن دچار مشکل می‌شود. و سؤال آخر به صورت یک سیاست کلی است. اگر شما از روند موجود راضی هستید که هیچ، اگر روند موجود راضی کننده نبود که فرمودید نیست فکر می‌کنید اشکال از کجاست؟ ساختار موجود پاسخگو نیست؟ یا کسانی که در این ساختار مدیریت می‌کنند ممکن است مشکلاتی داشته باشند؟ البته نمی خواهم مشکل را به گردن مدیران بیاندازیم، باید راهکارها را تشخیص داد باید دست مدیر را باز گذاشت. که بتواند کارش را انجام دهد و اگر ساختار مشکل دارد اصلاح ساختار سازمانی را انجام خواهید داد یا نه؟ من تنها گله‌ای که از این مجموعه دارم این است که فکر می‌کنم از افراد در قالبهای تخصصی ‌شان به صورت صحیح استفاده نشده، نقش مدیریت این است که بتواند افرادش را خوب شناسایی بکند و در جایی که لازم است از آن‌ها استفاده بکند شاید در بخشهای دیگر خیلی موثر‌تر باشند تا بخشهایی که الان هستند من سعی می‌کنم خودم را وفق بدهم با کاری که انجام می‌دهم ولی اگر بشود از تجربه من در جایی که بهتر باشد استفاده کرد مناسبتر است. به نظر من مهمترین مسئولیت یک مدیر در سازمان شناسایی توانمندی نیروهایش و به کارگیری نیروهایش در جای صحیح و استفاده از این نیروهاست. که اگر چنین کاری صورت بگیرد مسلماً بار کاری خود مدیر خیلی کم می‌شود. من آرزو می‌کنم یک روزی در سازمانی خدمت کنم که مدیرانش ساعت 4 بتوانند خانه‌شان بروند. اگر چنین شود یعنی کار درست صورت گرفته، یعنی کار به کارشناس سپرده شده و مدیر فقط کار را توزیع می‌کند نه اینکه تمام مسئولیت را خودش انجام دهد. متأسفانه در بسیاری مسائل کوچک مدیر باید اظهار نظر کند و وقت سیاست‌گذاریهای کلان را نخواهد داشت.
«ساعدی» از جمع کارشناسان نگهداری: مطلبی داشتم در مورد مجموعه نگهداری ارتباطات سیار، مهمترین موضوعی که تا بحال که وزیران تعویض شدند و به کابینه‌شان آمدند بوده، بحث توسعه بوده است. اما بحث نگهداری از این منابعی که در این توسعه‌ها دارد ایجاد می‌شود و در این بستر فنی پیاده می‌شود موضوعی نبوده که تا بحال به‌ آن نگاه شود و با اهمیتی که دارد به‌ آن تکیه نشده، به نظر من مهمترین عامل حفظ این منابع و سرمایه‌هاست که به این کشور می‌ریزیم اما به منابع انسانی که برای این بخش نیاز است فکر نمی‌کنیم و بیشتر اوقات فکر شده که افرادی که دارای تخصص پایین‌تری هستند و در واقع کمتر کار می‌کنند در بخش نگهداری هستند، و در واقع حفظ این منابع نیاز به تخصص بالاتری دارد و حتی ترجیحاً باید افراد ابتدا بیایند نگهداری 2 سال، 3 سال آنجا کار کنند، بعد بروند بخش توسعه، و مشکلاتی را که داریم لمس کنند. قطعاً این انجام نشده، فوق لیسانسی یا بعضاً دکتری می‌آید داخل سیستم اول می‌گویند باید برود طراحی کار کند. من به عنوان کارشناسی که 15 سال  در مایکروویو ارتباطات سیار بودم این را نمی‌پذیرم.
باید ابتدا به جایی بیایند که عملیات انجام می‌شود، علمیات کاری که انجام می‌دهند پرسنلی که با کار درگیرند. آنجا آموزش اولیه را ببیند و بعد بحث توسعه را مطرح کند.
«بهمنی» دفتر حقوقی: عمده ترین مشکلی که شبکه تلفن‌همراه دارد BTS هست، سازمانها و شرکتهای  دولتی همکاری لازم را نمی‌کنند، بخشنامه‌ای در سال 76 صارد شده که سازمانها و شرکتهای دولتی همکاری لازم را با شرکت مخابرات انجام دادند، این یک توصیه است یعنی قدرت اجرایی ندارد. آن سازمان می‌تواند انجام بدهد یا ندهد. منابع ملی را خیلی سازمانها در نظر نمی‌گیرند، پیشنهادی دارم یکی برای هیات وزیران که شما می توانید راحت این کار را انجام دهید. یا بخشنامه‌ای آقای رئیس جمهور به کلیه سازمانها صادر کنند، یا اینکه در مجلس این کار شود.  به نظر من هیأت وزیران یا رئیس جمهور در کوتاه مدت می توانند بخش نامه‌ای صادر کنند و کلیه سازمانها و شرکتهای دولتی و وزارتخانه‌ها تکلیف داشته باشند که شرکت ارتباطات سیار نقطه‌ای را تشخیص داده که آن نقطه کور هست آن را انجام بدهند یعنی یک امر تکلیفی باید در آن باشد، نه اینکه بگویید همکاری بکنید. بحث دیگر اینکه لایحه‌ای را باید وزارتخانه تهیه کند و به مجلس تحویل بدهد کلیه سازمانها شرکتهای دولتی و حتی مالکین شخصی این اجازه را به شرکت ارتباطات سیار بدهند که نقطه‌ای را که شرکت تشخیص می‌دهد نقطه کور است آنجا آنتن نصب کنند. اینجا منابع ملی مهم است که اگر تصویب شود خیلی از مشکلات ارتباطات سیار حل خواهد شد»
«قاسمی»: آقای بهمنی در مورد  BTS ها گفتن که مشکل‌ترین کار این است که در تهران حداقل که در این دو سال و نیم گذشته که من شخصاً مسئولش بودم این است‌که آقای قاسمی گفتند. مصوبه هیات دولت هم هست من پیشنهادم این است که در جاهایی که BTS ها هستند اختیارش کلاً به شرکت ارتباطات سیار داده شود. الان املاکی که خریده‌ایم از پول ارتباطات سیار هم خریده‌ایم ولی چون در اختیار شرکت مخابرات ایران است و عده‌ای از پرسنل مخابرات ایران نشسته‌اند برای تردد در آن ساختمانها مشکل داریم.
« آقای عسگری» از روابط عمومی: مهمترین مسئله‌ای که به ذهن من رسیده خود ساختمان این جاست که بحثهای زیادی هم در دوره دولت گذشته روی آن شد. در حالیکه 17 طبقه هست ولی عملاً 12 طبقه آن به طور رسمی در دست ماست. 2 طبقه را هم همینطوری تسخیر کردیم و 3 طبقه هم خالی افتاده، در حالیکه هر کدام از واحدها تراکم نفرات است. یعنی یکی از معضلاتی که داریم. ساختمانی است که خریداری شده، بازتاب رسانه‌ای و خبری هم داشته ولی عملاً تمام امکاناتش در دست ما نیست و امکان استفاده از آن نداریم.»
از همکاران آموزش: حدود 3 سال رابط شرکت ارتباطات سیار با مشاور RA بودم. در این 3 سال که با این شرکت مشاوره از نزدیک کار می‌کردم مطالبی مثبت و مورد نیاز مملکت را می‌بینم که به نظر من که حدوداً 13 سال است به دعوت مخابرات از آمریکا آمدم احساس می‌کنم خیلی از کارهایی که توسط شرکت RA  انجام شده و بیش از 17میلیون دلار برایش گرفته شاید توسط این همکاران انجام می شود. نه اینکه انجام نداده ولی آن چیزی که همکاران من می‌توانستند بگیرند که به نفع این مملکت باشد نگرفتند و باز به خاطر این همایشی که برای G3  است من خواستم توجه شما را به این جلب کنم که G3 بد نیست که خیلی مهم خوب است ولی اینکه  چگونه انتخاب می‌شوند و اینکه این شرکتهای کوچک از کنارشان، زیر مجموعه‌شان چگونه انتخاب می‌شوند و چه طور در مناقصه‌ها برنده می‌شوند و کار را می‌گیرند، توجه شما را به آن جلب کنم که بیشتر دقت شود.          
«‌آقای دوست محمدی» دفتر برنامه ریزی و بودجه: قرار بر این شد ترجیحاً راهکار ارائه شود، ایده‌آل‌های سازمان این است که مدیریت زمان و انرژی داشته باشد. ما در سازمان خود از جهت دوباره‌کاری مشکل داریم. یعنی اتلاف وقت، یک مقدار هم کمبود پرسنل داریم. به خاطر نبود مدیریت انرژی و نیروی انسانی‌مان هم به خاطر همین دوباره کاری و هم به خاطر این تجربیات تکراری که صورت می‌گیرد نمی‌توانند کارکرد داشته باشند به خاطر همین مشکلات زیادی دیده می‌شود. یکی اینکه عملاً برای همکاران و مدیران و مشترکین شرکت هیچ مکانیزم اطلاع‌رسانی وجود ندارد یعنی بیشتر به صورت سنتی است یا نامه‌نگاری است که ممکن است من کارشناس ببینم یا نبینم و یا از همکاران بشنوم. مورد دیگر پراکندگی ساختار فعلی است یعنی به لحاظ دوباره کاری یا کار موازی راهکاری که من به ذهنم رسیده این است که ما مکانیزمی ‌پیاده کنیم که تمامی پرسنل و حتی مشترکین شرکت تمامی مشکلاتی که از گذشته و حال داشته‌ایم با یکدیگر تعامل داشته باشیم و از تجربیات همدیگر استفاده کنیم و از مشکلات جاهای دیگر در این محیط  کاملاً آگاه شویم. و همه کارکردهای که به طور پراکنده در ادارات مختلف اجرا می‌شود مثلاً طرحهایی که در ادارات مختلف نوشته می‌شود. و ادارات دیگر اطلاعی ندارند که چه اتفاقاتی افتاده اگر در یک محیط اشتراکی این تجربیات در اختیار همه قرار بگیرد می‌شود که برایند تولید اطلاعات را همسو کرد. نهایتاً یک نوع گردش اطلاعات بعد از تولید اطلاعات لازم است که در این پورتها باید دیده شود که فرایند انبار اشتراک امکانات در آن دیده شود. که فکر می‌کنم اگر در اولویت اول قرار بگیرد حداقل قسمتی از مشکلات حل می‌شود.»
ادامه سخنان آقای دکتر سلیمانی
با عرض خسته نباشید و تشکر   یکی از نمایندگان حدیثی نوشت و به من داد تا در این جلسه بخوانم که این بود اعلم‌الناس من جمع علم‌الناس الی علمه. یعنی در واقع آدمی عالمتر می‌شود که بتواند علم دیگران را به کار گیرد و ما هم برای استفاده از تجربیات شما اینجا آمده‌ایم. لذا مطالبی که گفتید چند مورد می‌شد که مهم بودند.  این جا مسائل صمیمی بیان می‌شود و بیان ضعفها و مشکلات. ما چند مشکل داریم که عمومی است و فرهنگی مثلاً ما در همکاری مشترک مشکل داریم. مثلاُ دو نفر با هم جمع شوند می‌شوند 2/1  همه می‌خواهند کار خودشان را بکنند چون نمی‌توانیم دیگران را به کار بگیریم و خوب مدیریت بکنیم و یا شرح وظایف را بـنویسیم این مـشکل وجود دارد. و با دستورالعمل از بالا حل نمی‌شود. شاید یک دلیل این باشد که منفعت ملی را در نظر نمی‌گیریم. با مشکل فراکنی، هیچ کس خود را مقصر نمی‌داند یعنی همینکه می‌گویند چرا این مشکل در این دانشگاه وجود دارد می گویند به خاطر بودجه است یا غیره حتی در خیابان که ترافیک شکل می‌گیرد همه دیگران را مقصر می‌دانند. کسانی کارهایی کردند که این افتخار بعد از 10 سال 15 سال نصیب ما ‌شد. ابراز وجود می‌کند در زمینه‌های دیگر هم وجود دارد. نتیجه چنین بحث‌هایی کما بیش زیاد می‌باشد. یعنی این استعدادهایی که در ایران است بهتر از من و شما می‌دانید، شما خودتان هم فعال هستید و می‌دانید. حالا به دانشجوهای کشور نگاه کنیم می‌بینیم 4، 5 هزار نفر هستند. اگر دانشجویی بخواهد بیاید در این صنعت، مجموعه موبایل راحت می‌تواند بیاید؟ آنها طالب علمند می‌خواهند اینجا یا جایی یاد بگیرند، آشنا بشوند. در همین رشته لیسانس، فوق لیسانس چند نفر GSM را می‌شناسند. اگر کمی تخصصی‌تر بپرسیم "جی اس ام " چیست که اصلاً نمی‌دانند چیست؟ و ما مسئول هستیم شبکه چنین گسترده و پیچیده و با این وسعت  توسعه می‌دهیم و ایجاد می‌کنیم و در طرف دیگر هیچ چیز. استعدادی که وجود دارد به سمت دیگر می‌رود و ما هم به سمت دیگر. اینها مسئولیتهاست. اگر صحبت از آموزش است باید اینگونه باشد. اگر توانستیم بدنه استعدادی که الان در رشته مخابرات و الکترونیک است را در اختیار موبایل قرار دهیم، 10 در صد، 5 درصد، 15درصد، معلوم نیست که استخدامشان کنیم. اگر این کار را کردیم هنر کردیم. در غیر اینصورت جذب نیست و دفع هست. چه اشکالی دارد که محیطی داشته باشیم که کسی در اینجا کار یاد بگیرد و  برود.
طبق برآورد یونسکو ارزش یک نیروی انسانی متخصص 1 میلیون تا 3 میلیون دلار است که این خود سرمایه است و هزینه دارد . اگر بخواهیم سیار در کشور دانشش رشد کند، اداره و مدیریت و مسائل بعدی آن هزینه دارد. باید دولت و مجلس را مجبور کنیم این هزینه‌ها را پرادخت کند. ممکن است متولی ما نباشیم اما چون پیشتاز ما هستیم باید در این جمع حرکت کنیم. چرا باید مرکز تحقیقات مخابرات مسیر خود را برود و دانشکده و دانشگاه هم مسیر خود را؟ چرا اینها نباید با هم باشند؟ چرا ما نمی‌توانیم تعریف کنیم به دانشکده و دانشگاه که نیازهای ما این است اینها را آموزش دهید. آموزشهای خاص خود ما نیز جای خود دارد. ما بر روی نسل  G 2 کار می‌کنیم، G3 فراگیر می‌شود و به سمت ما می‌رسد. الان مسائل NGN دارد می‌آید و شما که پیشتاز در این امرید باید با اینها آشنا باشید. باید دوره آموزشی کوتاه مدت انجام بگیرد وقتی قراردادی می‌بندیم 100 میلیارد تومان باید آموزش در مورد آن هم ببینیم. در مورد قراردادهای دیگر نیز به همین صورت. در برنامه 5 ساله چهارم برآورد کردند ما نزدیک به 20 هزار میلیارد تومان باید در بخش هزینه کنیم. در 5 ساله چهارم چه مقدار باید صرف آموزش کنیم؟ استاندارد جهانی وجود دارد که نباید خود را با آن مقایسه کنیم ولی باید مقداری از آن صرف آموزش شود. باید کل مجموعه را دید نه خود را. کسی به فکر ما نیست. مثلاً آموزش عالی این کار را برای ما نمی‌تواند بکند. این به آن معنی نیست که استادان ما از مهندسان عقب‌ترند بلکه کل سیستم مورد نظر است. بهر حال وقتی این بودجه سرمایه‌گذاری می‌شود، طبیعی است رشد دانش فنی شما بیش از دانشگاه است. همکاری شما با مشاور خارجی 17 میلیون دلار هم قرارداد داشتید که عدد کوچکی نیست و اینها نشان می‌دهد که این باید شما را پیش بیندازد. ولی باید تدبیری اتخاذ کنیم که همراه با توسعه مخابرات رشد علمی در کشور داشته باشیم. رشد علمی بدون رشد اقتصادی و بالعکس ممکن نیست و هر دو با هم است. ما یک بنگاه اقتصادی هستیم و این بنگاه که به جلو می‌رود اگر رشد علمی نداشته باشد زمین می‌خورد. بهر حال هم بستر کلی جامعه را از نظر علمی باید ایجاد کند و هم در درون خودش تحولی ایجاد کند. در مورد آموزش «آقای پاکزاد» مسئول آموزش از طرف من تمام اختیار را در آموزش دارید. ما باید رو در رو صحبت کنیم. وضعیت اعزام به خارج به چه صورت است؟ ما به صورت در آمدی نگاه  می‌کنیم. چرا این رقابتها است؟ سیستم آن‌ها چه کار می‌کند که من دارم و تو نداری؟ این خیلی تعیین کننده است. در کل کشور به این صورت است. برای همه، استثناء وجود دارد. مدیر باید مدیریت کند. اگر این مسئله حل شود خیلی مسائل حل می‌شود، ما مشکل کشورمان همین است. اینها را نمی‌توانیم حل کنیم یا حل نمی‌کنیم می‌رویم یک دکان دیگر باز می‌کنیم، مقررات سخت می‌گذاریم. می‌رویم. شورا می‌گذاریم، اگر جواب نداد دو تا می‌کنیم حل نشد 3 تا 4 تا 5 تا. چرا این اتفاق می‌افتد؟ من این قول را می‌دهم که اگر واقعاً این بحث کنار برود راهکارش را هم من و هم شما پیدا می‌کنیم. مطمئن می‌شویم که هر کاری کنیم نفع مادی دارد. این نفع مادی کنار، حالا هر که خواسته برای دانش می‌آید، دانش هم اگر این است با پول بدست می‌آید. به این صورت نیست که ما که رفتیم تحصیل کردیم بورسیه بودیم، که خیلی‌ها هم با هزینه شخصی رفتند چرا؟ چون می‌دانند بعداً جبران می‌شود. اگر این باشد همه این  آموزشها راه می‌افتد. این دولت، دولت شماست. دولت مردمی است. یعنی اگر بداند این خواست شماست حتماً انجام می‌دهد ولی لازم است بفهمند که رسیدن به مسیر طبیعی هدفش آموزش است. دانش را می‌خواهد بیاورد نه اینکه تشویق کنیم، که برود و بگردد و کسی را سر کارش ببرد. یک نمایشگاه برگزار می‌شود، 40 نفر 50 نفر از یک موسسه می‌خواهند در آن شرکت کنند که اصلاً قابل قبول واقعاً نیست.کشور ما کشور پولداری نیست. ولی در جوامع علمی مگر می‌شود حاضر نشویم. اگر حاضر نشویم کلاه سرمان می‌رود، از حق ملی‌مان دفاع نمی‌کنیم. امتیازات به شرطی که این امتیازات تحقق پیدا کند. الان همین وزارت ما نماینده در ITU دارد. می رود، می‌آید که، ما هستیم یا نیستیم. ولی بعداً نفع داشته باشد و این رفتن شما دستاورد داشته باشد. حالا اگر در کشور ندارد در سیستم حداقل بیاورد. اگر همینطوری در اجلاس شرکت کنیم که اتفاقی نمی افتد. چه مشکلی حل می‌شود؟ بود و نبودمان مثل هم است. ولی در اجلاس کمیته‌های مختلفی دارد که بحث پروتکلها و مسائل را مطرح می‌کند که ما باید با اینها آشنا شویم تا بتوانیم حتی خوب انتخاب کنیم. وقتی نرویم، نمی‌توانیم از اینها استفاده کنیم. این استانداردها را باید بفهمیم کدام استانداردها را مبنا قرار بدهیم. یا باید از خارج آدم بیاوریم تا آموزش بدهند البته ما برای مصلحت ملی مقرون به صرفه‌ترین راه را می‌رویم. کاری که همینجا می‌توان انجام داد که یک نفر را آورد اینجا تا سی نفر را آموزش بدهد یا یک نفر را بفرستیم تا همان یک نفر برگردد.
مسئله‌ای هست که با گفتن یک جمله حل نمی‌شود. باید وارد مراحل دیگر از گفتگو شد.
بحث ساختار را هم خیلی مطرح می کنند که می گویند مشکل ساختار است، ساختار را عوض می‌کنیم و نام آن را عوض می‌کنیم. گاهی افراد را جابجا می‌کنیم ولی باز مشکل حل نمی‌شود و یا قانون را عوض می کنیم که باز حل نمی‌شود. مثلاً وزارت فرهنگ و آموزش عالی را که تبدیل شد به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. غیر از اسم چیزی عوض شد. چقدر وقت، انرژی، از دولت از سازمان چقدر کاغذ مصرف شد چه اتفاقی افتاد. ما سعی می‌کنیم وارد این بازیها نشویم. درست است که شرح وظایف باید مشخص شود.. سیستم اداری ما سیستم لختی است کسی نمی‌تواند نفی کند.
وقتی آئین نامه می‌نویسید، برای مردم، سیستم باید ساده و روان باشد. هر چه پیچیده‌تر باشد کار سخت‌تر می‌شود. به هر حال بحث اداری را ممکن است خیلی از ما مطرح کنیم و به دیگران مربوط کنیم و مقداری زیانش به خودمان بر می‌گردد. به هر حال نارضایتی مردم در این کشور معضلی است. واقعاً از موبایل همه راضی هستند؟ باید این مسائل ارزیابی شود و من در صورتی کسی را قبول می کنم  که خود این مسیر را رفته باشد. حتی در مجلس هم از من پرسیدند که تا به حال به مخابرات رفتی؟
به هر حال این سیستم نیاز به کار فرهنگی دارد. مردم اکثراً از مدیریت رضایت ندارند. برای مثال پیمانکاران نه فقط داخل مخابرات بلکه در بیرون بسیار از این وضع ناراحتند. اکثراً شکایت دارند که تا مبلغی را به دست بازرس ندهی کارت را پیش نمی‌برند که این مبلغ نیز بسته به حجم کار متفاوت است.
به مدیرانی نگاه می‌کنند که یکدفعه اینگونه زندگی به هم زد. مصداقهایی هم در روزنامه‌ها وجود دارد. در طرف دیگر هم واقعاً مدیرانی خدمتگزار و زحمتکش وجود دارند که واقعاً به این نظام خدمت می‌کنند. آن کسی که از پیمانکاران چیزی می‌گیرد مدیر نیست بلکه دزدانی هستند که سود می‌برند. هر سازمانی که خدمت رسانی داشته باشد و در اقتصاد شرکت داشته باشد این مشکلات را دارد. خاصیت این حوزه است، هر مناقصه‌ای که برگزار شود بسیار روشن است. مناقصه‌ای صد میلیارد تومانی قرار است برگزار شود، این قانون کلی هم پذیرفته شده که شرکتی که صد میلیارد تومان پروژه می‌گیرد 5 میلیارد تومان خرج می‌تواند بکند. 5 درصد. بدنبال این هستند که این 5 میلیارد تومان کجا هزینه می‌شود. در صورتی‌که اگر این مناقصه را برنده شود برای مثال سه گروه C و B  وA شرکت کرده اند. اگر گروه A  ببرد گروه یک منتفع هستند و این به مدیر ربطی ندارد. و مجموعه مخابرات. و این سیستم به این صورت متهم می شود. نمی‌توان مناقصه‌ای قابل توجه را دید که متهم در آن وجود نداشته باشد. این چه بلایی بر سر مخابرات آمده است. ما مدلی طراحی می کنیم که این مناقصه را خوب برگزار کنیم و مدیران و کارشناسان را از این اتهام نجات بدهیم.
 واقعاً اگر کارشناسان در این مناقصه‌ها درگیر نشوند بهر دلیلی این اتهام به مدیر می‌خورد چون کار ناقص انجام شده. اگر بازرسی خوب انجام نشود این اتهام می‌خورد. خود ما باید این بازرسی را خوب انجام دهیم. اگر نشد همان موقع باید داد زد. مناقصه که برگزار شد داد و فریادها بلند می‌شود و کسانی این کار را می‌کنند که مناقصه را نبرده‌اند. می‌رود و ستون را می‌گیرد و می تکاند. مثلاً اگر مناقصه 800 میلیارد تومانی را که 5 درصد آن نزدیک 40 میلیارد تومان می‌شود در ذهنشان آمده که این پول خرج شده و شما باید وارد صحنه شوید و این وضعیت را بهبود دهید که توسعه کشور بدون مناقصه امکان پذیر نیست و باید شجاعت داشت و مکانیزم را درست انجام داد. که اگر اتهامی وارد شد بتوان به راحتی مرتفع کرد. بحث سلامت مدیران بود که همه جا گفتیم. صحبت آقای رئیس جمهور هم هست که امروز نیز دوباره در هیئت دولت مطرح کردند این دولت وضعیت بسیار خاصی دارد. نه به کسی وامدار است، نه به کسی باج داده، نه کسی می‌تواند ادعا کند که در حزبی و دسته این اتفاق روی داده و هر کسی شک دارد روزنامه‌های 28 خرداد تا 2 تیر را ملاحظه کند. معتقد جدی هم هست که مدیریت باید سالم باشد. بنده هم معتقدم که مدیر باید شجاعانه به میدان بیاید و تبلیغ کند. باید فضایی این چنین ایجاد شود که مدیران با شجاعت تبلیغ کنند. و نباید گوشه‌ای مشت بخورد. هیچ منت بر سر مردم نداریم ما چهار سال فرصت خدمت داریم. بنابراین به جای این که تخریب کنید کمک کنید. اگر با مشکلی برخورد کردید آن را بر طرف کنید نه اینکه تعمیم دهید.
در مسائل رفاهی و معیشتی یک بحث داخلی داریم و آن تحقق هدف دولت با توجه به منابع موجود در بهبود معیشت کارمندان است. ما هم می‌توانیم با ایجاد ستادهایی زمینه‌های تحقق آن را  فراهم آوریم. ما هم حمایت می کنیم ما در جریان توسعه باید به گونه‌ای عمل کنیم که نتایج آن را مردم به سرعت لمس کنند.
تا جائی که امکان دارد فعالیت ها را به مردم واگذار کنیم. در کنار این مسئله مشتری‌مداری را هم لحاظ کنید. در حال حاضر ما در برابر یک عمل انجام شده قرار داریم. پول گرفته‌ایم و در قبال آن هم متعهد هستیم.
ما به عنوان بخش فنی و مسؤول این بحث باید کارشناسانه به این مسائل جواب دهیم. مسائلی از قبیل جا و مکان و ایرادات BTS بهانه است به ویژه که شهرداری اعلام کرد 600 مجوز ارائه شده باید یک مرجع مسؤول متعهدانه وارد عمل شود چرا که معضل ملی است با حل مشکل تهران مشکل همه حل می‌شود. باید 30 میلیون خط جدید بدهیم و این شوخی نیست. مگر اینکه بررسی کنید و علمی ثابت کنید که نمی‌شود. اگر ما 37 میلیون تلفن با کیفیت در  سال آینده داشته باشیم چشم انداز خوبی را می‌توانیم در توسعه فرهنگی – اقتصادی – اجتماعی ... تصور کنیم. مشتری مداری محور کار ما به عنوان یک بنگاه اقتصادی است. اگر ما حقیقتاً برنامه‌ریزی کنیم که با یک هزینه کم به سمت نسل سه حرکت کنیم، موفق هستیم. یعنی باید از مرکز تحقیقات در مسیر اهداف بسیار بهره ببریم. مطمئن باشید کسانی که در این پروژه هستند در تاریخ صنعتی می‌مانند . به اعتقاد من باید ما یک تاریخ صنعتی داشته باشیم ما به اینها افتخار می‌کنیم. ما اهل اختیار دادن هستیم. اما همراه با مسوولیت جناب آقای مدیرعامل شما هر اختیاری می‌خواهید به شما تفویض می‌کنیم. اما اختیارتوام با مسوولیت. حتما رقابت را جدی بگیرید چرا که رقابت اصل است . ارتباط با استان‌ها را جدی بگیرید . استان‌ها هم تصور نکنند هر اختیاری به نفع است. این سیستم همکاری می‌خواهد . به این سمت باید حرکت کنیم تا مناطق محروم هم رشد کنند. ما باید در نهایت حالت کنترل‌کننده داشته باشیم.
در تهران امکانات بسیاری داریم بهترین دانشگاهها را داریم. به لحاظ امکانات مخابراتی هم این وضعیت وجود دارد است سطح توسعه‌یافتگی ضریب نفوذ تلفن ثابت در تهران 50 درصد در اصفهان حدود 34 درصد در شیراز 33 درصد مشهد هم همینطور اهواز حدود 20 درصد و سایر شهرستان‌ها هم همین منوال و همین وضعیت وجود دارد از مرکز استان به شهرستان‌ها هم کم و کمتر می‌شود تا جاییکه در شهرهای کوچک به زیر 10 درصد ضریب نفوذ می‌رسیم. و در مقوله اینترنت به قیمت 600 تا 700 تومان می رسیم. و حتی به 1000 تومان می‌رسیم. بنابراین باید همسو و با هم حرکت کنیم.
در ارائه آمار و ارقام اشتباه نکنید و با تحلیل غلط به ارائه راهکار نپردازید. باید به اندیشه توسعه پایدار باشیم تا خود به ایجاد شکاف نپردازیم.
ما باید در این توسعه نقش خود را ایفا کنیم. استان‌ها و  ما هم عرض هم و در قالب یک شبکه یکپارچه عمل کنیم. و هرکس ساز خود را نزند. هزینه و نگهداری با عملکرد خودسرانه بالا می‌رود. کمی خودمان تلاش کنیم برای دریافت اطلاعات کسب اطلاع زمان می‌برد مشکل آموزش اتاق نیست آقای پاکزاد بسیاری از این سمینارها فقط صرف هزینه است. آیا بهتر نیست در یک دانشگاه اجرا کنیم چند دانشجو هم با این موضوعات آشنا شوند. از هزینه‌سازی دفاع نمی‌کنم.
مثلا همایش فضایی آیا بهتر نبود در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شود. تا هتل عباسی؟ سالی 3 تا 4 بار هزینه صرف همایش‌های هزینه بر می‌شود . این پول‌ها باید صرف تبلیغات  شود و فناوری‌های نوین را بشناسید.
کسانی وجود ندارند که برای دانشجویان در مورد مخابرات توضیح دهند برای انتخاب رشته که در این 8،7 سال گذشته چنین چیزی را ندیدیم و همین جا باید انجام شود. تبلیغات شود. چند تا کارآموز اینجا می‌آید. باید بیایند و جایی آنها را قرار داد که در آینده نتیجه دهد. نه قانون می‌خواهد نه پول، ابتکاراتی باید به خرج داد که نهضت شروع شود که دانشگاه اسم شما را بفهمد البته تبلیغات کلیشه‌ای باید کنار گذاشته شود. و تبلیغات فنی صورت گیرد حتما باید بستر درست شود تا توانمندیها شکل گیرد. باید مشکلات داخلی و بیرونی را طرح کرده و حل شود. اگر در حد ماست حل کنیم.
از داخل باید بهبود ببخشیم و بهره‌وری را بالا ببریم باید دست به دست هم بدهیم فضایی درست کنیم که همه نفع ببرند. چگونه می‌توانیم این سیستم را روان‌تر کنیم تصمیم بگیریم کاغذ روی میزمان نماند. چه در سطح کشور چه در این مجموعه است . چیزی از ما خواستند به موقع جواب بدهیم. اشتباه رفتند تذکر بدهیم.
در زمان محدود کارشان را انجام بدهیم. اگر مشکلی وجود دارد مربوط به کارشناسان است . در قراردادها نیز که یک طرف خارجی است باید آموزش را هم لحاظ کنیم. باید آموزش بدهیم تا مشاور پروری کنیم. پول‌هایی صرف می‌شود شما باید با مطالعات توسعه‌ای آشنا باشید چرا که هر اقدام شما روی اقتصاد و توسعه مملکت در ابعاد گوناگون اثر می‌گذارد.
اما در بحث مصونیت قضایی باید اضافه کنیم که ما در این بحث یک بحث آینده داریم که مربوط به مناقصه‌هاست در مجلس هم اشاره‌کردم  باید بدنه کارشناسی را قوی کنیم باید بازرسی را قوی کنیم. ما با خواسته‌های ملی روبرو هستیم . یعنی وقتی قراردادی بسته می‌شود آموزش هم باید دید باید نتایج آن پررنگ شود ایرادی که وارد می‌شود این است که داخلی را بیشتر شریک کن. این به معنای سنگ اندازی نیست بلکه وارد کردن دانش است در عین استفاده از توان داخلی.
وقتی با سوءظن روبرو شدید باید به فکر حل آن باشید. منظور پاسخگویی به مراجع مسوول است بی‌توجهی به سوالات مطروحه مشکلات را بیشتر می‌کند.
این مهم نیست که دلایل منطقی است یا خیر مثل جریان اپراتور دوم ایراداتی وارد شده اگر نمی‌خواهید از سرمایه کشور 300 میلیون یورو استفاده کنید راهکار ارائه دهید.

۱۳۸۴/۰۷/۲۵
۱۳:۳۱