وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
 پنج شنبه ۱۳۸۷/۰۸/۳۰ ، ۲۰:۱۵
نقشه سایت | پرسشهای متداول | تالارهای گفتگو
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
ارسال مطلب نشانی و تلفن مدیران آشنایی با وزارت وزیران پس ار انقلاب
فرم نظرخواهی ارسال صفحه به دوستان افزودن به آدرسهای برگزیده نسخه قابل چاپ این سایت را Homepage خود کنید آمار بازدیدکنندگان

RSS 2.0
  حریم شخصی کاربران


Powered by RADCOM

سخنرانی دکتر سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در شرکت «فناوری اطلاعات»13/07/1384

ما در این جلسه خدمت رسیدیم که عرض خسته نباشید داشته باشیم.
هدف از این جلسه این است که ما با همدیگر بیشتر آشنا شویم. برنامه‌ها، راهکارها و نقطه نظرهای شما به ما در امر تصمیم‌گیری کمک می‌کند. نگرانیهای که وجود دارد را مطرح کنید.
مسائلی که مطرح شد یک مقدار آن درون سازمانی خودتان است برخی در سطح وزارت و برخی دیگر در سطح دولت است. تعدادی هم نیاز به همکاری دولت و مجلس دارد. و مقداری از آن هم مربوط به کمبود اطلاعات می‌تواند باشد. چون ما متوجه کم کاری از حوزه خود هستیم و اشراف نداریم که دیگران چه کار می‌کنند، طبیعتاً مسائلی مطرح می‌شود که اگر مسئولین مربوط توضیحاتی بدهند بهتر است و راه‌کارهایی مطرح شد که در جریان کارها کم‌تر صحبت شد و انتظار داریم که بیشتر صحبت شود.
اولاً یک بحث کلی داریم که جزء فرهنگ ما ایرانی‌هاست که از طرفی اشتباه است و در مجموع بر‌آیند خوبی ندارد و آن این است که می‌خواهیم همه کارها را خودمان انجام دهیم. بخش خصوصی شرکتی می‌زند که در واقع می‌خواهد پیچ مهره‌اش را هم خودش بسازد. بنابراین نمی‌داند از کجا باید شروع کند تا بتواند روی پای خود بایستد. دیگر اینکه ما معمولاً خودمان را نقد نمی‌کنیم دیگران را نقد می‌کنیم به خودمان کمتر می‌پردازیم. خاطره‌ای در این مورد تعریف می‌کنم. در سال 69 که رئیس سازمان پژوهشهای علمی صنعتی بودم برای دیدار از صنایع الکترونیک به همراه وزیر به شیراز رفته بودیم. وزیر گفت نظر شما چیست؟ گفتم: سه چهار خواسته از شما دارند. اولین درخواست صنایع یک پژوهشکده، آموزشگاه یا یک دانشگاه است. از رئیس دانشگاه سؤال کنید که چند بار آمده در این صنعت؟ از رئیس صنعت و مدیر عاملش سوال کنید که چند بار رفته دانشگاه؟ که تو خود حدیث مفصل بخوان …… صنایع دنبال آموزش است و بحث صنعت رفت کنار و رفتند پی آموزش. هر زمانی که رفتیم به دانشگاه، می گفت اگر این صنعت را داشتیم شق‌القمر می‌کردیم. مشکل این است که صنعت را در اختیار نداریم. مشکلی که در همه ما هست همکاری مشترک است. 
 ما همه چیز را در این بحثها به گردن قانون می‌اندازیم. یعنی از همان اختیارات قانونی که داریم استفاده کامل را نمی‌کنیم. مرتب قانون تصویب می‌کنیم بدون آنکه قانون قبلی نقض شود.
خوب از این نوع مسائل وجود دارد چه کسی این موارد را پیشنهاد می‌کند؟ اولاً از همین گروههای کاری بیرون می‌آید و در جایی تصویب می‌شود. درست است که در این مسیر ممکن است هزار اتفاق برایش پیش بیاید، ولی به هر حال کمتر اتفاق می‌افتد. مسائل خاصی است که در مجلس طرحی را می‌دهند و اجرا می‌کند. همه پیشنهادها از پایین می‌آید و در آنجا جمع می‌شود. ما در سیستم کشورمان سریع می‌رویم سراغ ساختار و اگر قانون اجازه نداد و مطرح نشد، می‌گوئیم که ساختار اجازه کار نمی‌دهد. شروع می‌کنیم ساختار را عوض کردن، الان ب‌بینیم چقدر ساختارها تغییر ‌کرده است. در بعضی جاها این ساختارها، اسم است. مثل وزارت فرهنگ و آموزش عالی هیچ تغییر محتوایی ندارد، تشکیلاتش عوض شد؟ ستاد وزارتخانه‌اش عوض شد؟ بعضی وقتها فکر می‌کنیم با تغییر اسم می توانیم شق القمر کنیم که نمی‌شود باز دوباره ساختار عوض می‌کنیم. بعضی‌ وقتها با تغییر آدم می‌خواهیم مسئله را حل کنیم. البته جابجایی مدیران یک سنت الهی است باید مدیران جابجا شوند.
اگر فکر کنیم که با تغییر یک آدم مشکلات را می‌توانیم حل کنیم، نمی‌شود. گرچه مدیریت ما فرد محور است و در سیستم ما مدیر خیلی نقش دارد. چون سیستم وقتی کار نمی‌کند فرد است که کار می کند بهر حال این مسائل در نوع خود می‌باشد.
و اما خصوصی‌سازی، شما به عنوان یک مجموعه یک شرکت دولتی قدرتمند و آینده‌ساز، آینده را در بخش‌های مختلف رقم می‌زنید. در اقتصاد با کارهایی که انجام می‌دهید نقش موثری دارید اگر مثلاً سیستم بانکداری وضعیتش عوض شود و الکترونیکی شود مگر توسعه اقتصادی نمی‌آورد، حتماً می‌آورد. رفاه، آرامش فکری و روحی و روانی می‌آورد و معضل ترافیک کاهش می یابد و الی اخر نهایتاً انتخابات هم عالی بر گزار می‌شود. و به همین صورت است و تک تک افراد هم موثرهستند. اگر یک اشتباه کنیم خسارت به دنبال دارد و اگر دقیق عمل کنیم سود‌آوری به همراه  دارد سود‌آوری منظور فرد نیست به طور کلی است.
اگر شما حواستان باشد خصوصی سازی پا می‌گیرد. ما چون حواسمان نیست، کار دیگری می‌کنیم در واقع کلاه سرمان می‌گذارند، خود خصوصی‌سازی هم مشکل پیدا می‌کند. در واقع صنعت شبه تولیدی فکر می‌کند که سر ما کلاه گذاشته است، در صورتیکه سر خودش اول کلاه گذاشته که دلال بازی راه می‌اندازد، اگر خوب به صنعت کشور نگاه کنیم که خاص ما هم نیست ولی با همین قوانین می‌توانیم به خوبی اجرایش کنیم، همه هم به به و چه چه میکنند.
اولاً تولید کننده در کشور ما سود اصلی را نمی‌برد مثلاً همین هندوانه که کیلویی 80 تومان فروخته می‌شود از کشاورز چقدر می‌خرند. با آن همه هزینه، وقتی یک تولید کننده عمده هم باشد چون در همین چند سالی که من در کار تحقیقات و ایجاد تکنولوژی بودم لمس کردم که اگر تولید کننده ها کار دلالی نکنند، سود نمی‌برند. البته بخش خصوصی اگر سود نبرد نمی‌تواند روی پای خودش بایستد، باید حتماً سود را برایش بنویسیم. ما بهر حال اگر صنعت را در کشور در بخش مخابرات تولیدی بکنیم بحثهای مختلفی می آید که این بحثها هم اقتصادی و هم اجتماعی است بعضی مواقع امنیتی است. امنیت فقط اطلاعات نیست. و اگر مثلاً شغل نتوانیم درست کنیم امنیت‌مان بهم می‌ریزد، اگر نتوانیم نرخها را کنترل کنیم امنیت‌مان بهم می‌ریزد. و همه ما دامنگیرش می شویم.
بهر حال کسی که تولید می‌کند. نباید منتظر باشد کسی به او دیکته کند که سیاست تولید چیست؟ تولید کننده اسمش روش هست. یعنی دانش می‌‌آورد حتماً امکان ندارد کسی که تولید می‌کند دانش نیارود. امکان ندارد کسی که تولید می‌کند ایجاد شغل نکند. باید هر سال شغل تولید کند، باید شغل را توسعه بدهد مگر می‌تواند در جا بزند باید توسعه پیدا کند، که ورشکست نشود. حتماً تجهیزات و فناوری در درونش شکل بگیرد. وقتی شما معتقدید که فناوری تغییر می‌کند مگر می‌تواند شرکتی که تولیدی می‌باشد چیزی از دست ندهد اگر نداد، دیگر اسمش تولید نیست. اینها هزینه دارند و ما چون هزینه را حساب نمی‌کنیم مشکل پیدا می‌کنیم. که اگر حساب کنیم خیلی مسائل حل می‌شود. از طرف دیگر ما مسائل دیگری داریم که خاص کشور خودمان است  هر فردی متوجه می‌شود. بهر حال ما کشوری هستیم که در منطقه‌ای خاص قرار داریم و جمعیت 400 میلیونی اطراف ماست. هیچ کشوری این وضعیت را ندارد همیشه یا مورد طمع بودیم یا مورد حمله و تهاجم قرار گرفتیم، و یا پتانسیل داشتیم که دنیا را تحت تأثیر قرار بدهیم.
در کشوری مثل ایران یک ویژگیها و استعدادی وجود دارد. من 39 کشور رفتم کشورهایی مثل بوسنی‌هم رفتم در شرایط حساس، هر جا رفتیم دنبال  نیروی ایرانی بودند. بهر حال در بخش خصوصی ما مسائلی داریم که خاص کشور خودمان است و باید توجه کنیم و هزینه‌اش را بدهیم. استعدادی که در رشته برق و الکترونیک در کشور است بی‌نظیر است. استعدادها بسیار است .
دولت که قادر نیست همه این افراد را استخدام کند. باید اینها تلاش خود را بکنند و دولت هم باید فضا و بستر را ایجاد کند. در اروپا هم حتی بخش خصوصی را دولت ساپورت می‌کرده که به جایی رسیده‌اند. ولی بخش خصوصی هم باید از تولید تعریفی داشته‌ باشد نه اینکه کلاه بر سر تولید بگذارند. مثلاً کالاهایی را که از کشورهایی مثل دوبی، سنگاپور وارد می‌کنند که آرم ساخت ایران را هم می زنند و به صورت قاچاق وارد کشور می‌کنند. در بخش مخابرات خیلی راحت می‌توانیم از بخش خصوصی عبور کنیم هم مثبت و هم منفی و براحتی می‌توانیم بگوئیم که ما متولی تولید نیستیم. ما در چه چیزی متولی داریم که در تولید داشته باشیم. می‌توانیم بگویم وزارت صنایع متولی است و ما خریداریم. مسئله حل می‌شود، ولی مسئله در سطح ملی حل نمی‌شود. همه این سیاستگذاریها تأثیر دارد می‌توانیم قانون را طوری تعریف و تفسیر و تعبیر کنیم که هیچ اعتراضی هم به ما وارد نشود. می‌توانیم قانون را طوری اجرا کنیم با ظاهر 180 درجه همان قانون را اجرا کرد. و هیچ جای هم اشکالی نباشد. می‌توانیم به صورتی دیگر هم عمل کنیم و در رشد و تعالی کشورتأثیر بگذاریم همه اینها هزینه دارد.
به هر حال در بخش خصوصی ‌سازی تکلیف را روشن کنم. قانون همه چیز را مشخص کرده است. ما موظفیم کمک کنیم که در داخل کشور تولید در قسمت سخت‌افزار صورت بگیرد و توصیه هم بکنیم. در نمایشگاهی که روز سه شنبه رفته بودیم به بعضی ‌گفتم که این وسایل را جمع کنید عمر این وسایل تمام شده است. چون این کار را نکنییم می‌گویند شما نگذاشتید رشد کنیم. باید کمک‌شان کنیم خودشان هم مطالعات اقتصادی بکنند که بازار مخابرات به کدام سمت و سو می‌رود خودشان نیز به آن سو بروند و به کیفیت خوب برسند. ما نمی‌توانیم کیفیت را از بین ببریم، رقابت را هم نمی‌توانیم از بین ببریم. مگر می‌توانیم بگوییم تولید داخل امسال هیچ رقابتی با خارج نداشته باشد. ولی می‌توانیم شفاف‌سازی کنیم نیرو انسانی اشتغال ایجاد می‌کند هزینه دارد هزینه را بدهیم. دانش می آوریم، هزینه دارد. این هزینه‌ها باید محاسبه شود و در نظر گرفته شود. در مناقصات هم در نظر بگیریم. قانون این اجازه را می‌دهد یعنی می‌توان واقعاً 180 درجه چرخش با مسئله خصوصی‌سازی این قانون را اجرا کند. ما چند تا مهندس برق، مخابرات در ایران داریم. خیلی کم است نسبت به جمعیت اگر ورودی دانشگاهها را نگاه کنیم اگر تغییر شغل نداده باشند اگر خارج نرفته باشند اگر توان انجام کار داشته باشند هم اینها 40، 50 هزار نفر نمی‌شوند. کسی که بخواهد در ICT منطقه اول شود با این نیروی انسانی می‌تواند؟ خیلی کار نیاز دارد. اگر مشکل بیشتر مردم شغل است مقصر مائیم برای اینکه در بخش ICT براحتی می‌توان ایجاد شغل کرد. بحث دیگر خود IT می‌باشد همه گفتند اصلاً« اظهر من الشمس» است. تأثیر مستقیم در آینده دارد باید چه کار کنیم. شما نباید پز دهید که IT در سال 80 اینقدر بود و حالا این میزان شده است.یا موبایل در سال 70 نبود سال 80 تعداد مشترک داریم، در صورتیکه سال 70 خوب اصلاً سیار نبود. مهم این است که این بحث بحث جدیدی است و نقطه شروع شما بودید. هر چه بهتر عمل کنید باقیات و صالحات است.
خوب ما باید مسائل داخلی را اول حل کنیم. یکی بحث درونی است یکی بیرونی. باید این دو را از هم تفکیک کنیم. و در نهایت نتیجه این رویکرد باید برای مردم نمایان شود.
من در شرکت زیر ساخت هم گفتم: ما مدام بگوییم 660 میلیارد تومان فیبرنوری خریداری کرده‌ایم. ما باید این اقدامات را به زبان مردم بیان کنیم. نقش چنین اقداماتی را در زندگی مردم و فضای علمی مطرح کنیم. متاسفانه این عدم اطلاع از دستاوردهای نوین در محیط دانشگاهی ما هم هست. در حقیقت بحث ارتباط صنعت و دانشگاه مطرح می‌شود که کلید آن در دست شماست. مسؤول آموزش به این مهم توجه کند.
در نشست‌های خارجی و داخلی هزینه‌های فراوانی می‌شود اما حرف اساسی مطرح نمی‌شود. و در واقع ما به جای هزینه‌های گزاف، در دانشگاه‌ها سرمایه‌گذاری کنیم.
در کشورهای مدرن، بسیاری از سازمان‌ها در دانشگاه‌ها پایگاه ایجاد کرده‌اند. و دانشگاه را همسو با اهداف خود کرده‌اند. آقای مدیر آموزش، جنابعالی اختیار وزیر را دارید. به شرطی که بتوانید این تعامل را با دانشگاه ایجاد کنید. مطمئن باشید دانش دانشگاه‌های ما از مشارکت است. باید فضا برای ورود دانشجویان در فضای صنعت محیا شود تا فرصت شناسایی استعدادها صورت گیرد. همه ما این مراحل را طی کرده‌ایم. سیستم جاری ارائه پروژه به دانشگاه باید تجدید نظر شود. 2 میلیارد تومان پول هزینه شده اما نتیجه آن چه بوده است. ما یک بنگاه اقتصادی هستیم. مستمری بگیر دولت نیستم ما باید کسب در آمد کنیم توسعه دهیم و پیشرفت کنیم. ببینید هزینه‌ای که می‌شود صرفاً نقش معیشتی داشته است. سایت مرکز تحقیقات را نگاه کنید. چند درصد پروژه‌ها در ساختار اجرا شده است. هیچ شراکت یکطرفه ای پایدار نیست قطعاً معامله بهم می‌خورد.
ما حتماً باید یک سرمایه‌گذاری جهت‌دار با توجه به حمایت دولت صورت دهیم. هر چند حمایت محدود است. در مجامع بین‌المللی از جهات متفاوت مهم است. ولی ببینم سفرهای خارج  در مقوله تصمیم‌گیری چه کسانی اعزام می‌شوند. همه منحرف شده است و نتایج دلخواه را نمی‌دهد. متأسفانه نتایج حاصل بسیار کم به سمت ارتقاء دانش ملی در حوزه ICT داشته است.
هزینه کردن زمانی اهمیت دارد که نتیجه داشته باشد. تخصیص فرکانس و داشتن مجوز فرکانس در منطقه بسیار مورد توجه است. ولی این هزینه در حقیقت سرمایه‌گذاری است و این دید، حمایت عمومی را به دنبال دارد. وقتی یک نمایشگاه خارجی شکل می‌گیرد چند نفر اعزام می‌شوند اما نتیجه چیست؟
در چنین اموری باید ضابطه حاکم باشد نه برخورداری صرف از امتیازات مادی. باید سیستمی پیاده کنیم که همه هدفمند حرکت کنند تا هر اقدامی به یک نتیجه مطلوب برسد.
حداقل از مجموعه مخابرات شروع کنید و به یک وحدت رویه برسیم تا سوءتفاهمات موجود در داخل ساختار به نحو بدتری در بیرون منعکس نشود. به ویژه در مقوله مناقصات شفاف عمل کنید. در تمام دنیا کسی که در مناقصه شرکت می‌کند هزینه می‌کند. بعد می‌پرسند این هزینه به جیب چه کسی رفته و از همین جا حرف شروع می‌شود. بیائید مدلهای کارشناسی ارائه بدهیم که همه از کارشناسان خود حمایت کنند.

۱۳۸۴/۰۷/۱۳
۱۳:۲۹